
رفته بـود تهران درس بخواند.
سال آخر دبیرستان،دوستش از یک کوچه می رفته مدرسه و علی از کوچه ای دیگر.
دوستش به او می گفته:چرا از آنجا می روی؟بیا از این کوچه برویم؛پر از دختر است!
علی می گفته: «شما می خواهی بروی،برو.به سلامت.من نمی آیم.»

امام صادق(ع):
هرکس برای خداوند چشم چرانی را تــرک کند نـه برای غیــر خدا،
خداوند ایمانی به او عطا می فرماید که شخص مزه آن را درک کند.
یادگاران11،کتاب صیاد شیرازی،ص8
:: بازدید از این مطلب : 929
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391
|
|
توی جبهه جنوب مشغول نبرد با ایران بودیم که دژبانی من رو خواست
فرمانده مان با دیدن من خبر کشته شدن پسرم رو بهم داد.
رفتم سردخانه،کارت و پلاکش رو تحویل گرفتم.
اونا رو چک کردم،دیدم درسته
کفن رو کنار زدم،با تعجب توأم با خوشحالی گفتم:
اشتباه شده،اشتباه شده،این فرزند من نیست.
افسر ارشدی که مأمور تحویل جسد بود گفت:
این چه حرفیه می زنی؟
کارت و پلاک رو قبلا چک کردیم و صحت اونها بررسی شده
کم کم نگران شدم با مقاومتم مشکلی برام پیش بیاد
من رو مجبور کردند که جسد را به بغداد انتقال بدم و دفنش کنم
به ناچار جسد رو برداشتم و به سمت بغداد حرکت کردم
می خواستم اون رو توی قبرستان شهرمون به خاک بسپارم
اما وقتی به کربلا رسیدم،تصمیم گرفتم زحمت ادامه ی راه رو به خودم ندهم
و اون جوون رو توی کربلا دفن کنم
چهـره ی آرام و زیبــای آن جـوان که نمی دانستــم
کدام خانواده انتظار او را می کشید،دلم را آتش زد.
خونین و پر از زخم،اما آرام و با شکوه آرمیده بوداو را در کربلا دفن کردم و رفتم
...سال ها از آن قضیه گذشت
بعد از جنگ فهمیدم پسرم زنده است و اسیر شده
بعد از مدتی با اسرا آزاد شد
به محض بازگشتش،ازش پرسیدم:
چرا کارت و پلاکت رو به دیگری سپردی؟
وقتی داستان مربوط به کارت و پلاکش رو برایم تعریف کرد،مو به تنم سیخ شد
پسرم گفت:
من رو یه جوون بسیجی خوش سیما اسیــر کرد
با اصرار ازم خواست که کارت و پلاکم رو بهش بدم
وقتی بهش دادم،اصرار کرد که راضی باشم
بهش گفتم در صورتی راضی ام که بگی برای چی میخای
اون بسیجی گقت:من دو یا سه ساعت دیگه شهید میشم
قراره توی کربلا در جوار مولا و اربابم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام دفن بشم
میخوام با این کار مطمئن بشم که تا روز قیامت توی حریم بزرگترین عشقم خواهم آرمید.
راوی:ابو ریاض " از افسران زمان جنگ و از سیاسیون حال حاضر کشور عراق"
:: بازدید از این مطلب : 1024
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391
|
|
یک روز،مرحوم آیت الله میـرزا احمد مجتهدی تهرانی که خدا ایشان را غریق رحمت واسعه ی خویش نماید؛با حالی خاص به بیان یک روایتی پرداختند.ایشان فرمودند:روزی فردی آمد خدمت امام معصوم(امام باقر و یا امام صادق علیهما السلام که تردید از بنده می باشد) و به ایشان عرض کرد :
اگر روزی یکی از دوستان شما گناهی کند،عاقبتش چگونه خواهد بود ؟
امام در پاسخ به وی فرمودند :
خداوند به او یک بیماری عطا می نماید تا سختی های آن بیماری کفاره ی گناهانش شود.
آن مرد دو مرتبه پرسید: اگر مریض نشد چه؟
امام مجدد فرمودند: خداوند به او همسایه ای بد می دهد تا اورا اذیت نماید و این اذیت و آزار همسایه، کفاره ی گناهانش شود .
آن مرد گفت: اگر همسایه ی بد نصیبش نشد چه؟
امام فرمودند:خداوند به او دوست بدی می هد تا وی را اذیت نماید و آزار آن دوست بد ، کفاره ی گناهان دوست ما باشد .
آن مرد گفت: اگر دوست بد هم نصیبش نشد چه؟!
امام فرمودند: خداوند همسر بدی به او میدهد تا آزار های آن همسر بد،کفاره ی گناهانش شود .
آن مرد گفت:اگر همسر بد هم نصیبش نشد چه؟
امام فرمودند:خداوند قبل از مرگ به او توفیق توبه عنایت می فرماید .
بازهم آن مرد از روی عنادی که داشت گفت:و اگر نتوانست قبل از مرگ توبه کند چه؟
امام فرمودند :
به کوری چشم تو ! ما او را شفاعت خواهیم کرد .
:: بازدید از این مطلب : 1262
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391
|
|
در روزهای داغ و آفتابی جنگ،در جبهه های گرم جنوب و روی خاک های
تفدیده خوزستان،بعد از نبـردی جانانه،هیچ چیـز دل چسب تـر از آرامشی
هر چند کوتـاه،در زیـر سایه ای نسبتاً خنک نیست.
گوارای وجودت بسیجی!
تبیان
:: بازدید از این مطلب : 914
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391
|
|
بی تو ای شوق غـزلآلـوده ی شب های من
لحظهای حتی دلـــم با من هم آوایی نداشت
آنقدر خـوبی كه در چشمان تو گــم میشوم
كاش چشمان تــو هـم اینقدر زیبــایی نداشت
این منـم پنـهان ترین افسانه ی شب های تـو
آنكــه در مهتـاب باران،شـوق پیـدایی نـداشت
در گـریــز از خلــوت شب ها ی بیپایان خـود
بی تــو اما خـواب چشمم هیچ لالایی نداشت
خواستـــم تا حـرف خــود را با غــزل معنا كنم
زیــــر باران نگــاهت شعـر معـنـــایی نـداشت
شعرهامو مینوشتــم دستهـایـم خستـه بود
در شب بارانیات،یك قطـره خـوانایی نـداشت
ماه شب هم خویش را میآراست با تصویرِ ابر
صورت مهتـابیات هرگـز خـودآرایـی نداشت...
:: بازدید از این مطلب : 1280
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391
|
|
امام كاظم عليه السلام:
إنَّ لِلّهِ عِبادا فِی الأرضِ يَسعَونَ فی حَوائجِ
النّــاسِ هُــــمُ الآمِنـــونَ يَــــومَ القِيـــامَـةِ؛
خداوند در زمين بندگانى دارد كه براى برآوردن نيازهاى
مـردم می كوشند؛اينـان ايمنى يافتگان روز قيـامت اند.
الكافى: ج2، ص197
:: بازدید از این مطلب : 993
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391
|
|
مهمترین آنها عبارتند از:
1)پرگار و گونیا(یکی از مهمترین و معروفترین علامات).
در وسط این دو علامت،حرف G قرار گرفته است.(به اعتقاد فراماسونها،« Goat =بز» نماد شیطان است.
نکته ی جالب دیگر،این که در برخی از لژ ها بر روی علامت پرگار و گونیا،علامت چشم جهان بین نیز حک شده است که نشان دهنده ی اهمیت فوق العاده ی علامت چشم جهان بین در نزد ماسون ها می باشد.
نماد پرگار و گونیای ماسونی(به چشم جهان بین روی پرگار دقت کنید)
2) ستاره ی 5 گوشه ی معکوس یا Baphomet.
نشان دهنده ی بز یا Goat می باشد.در بین شیطان پرستان،بز نماد شیطان است.
در قسمت پایین تصاویر زیر،عیناً عباراتی از یک سایت فعال در زمینه ی شیطان پرستی نقل شده است تا مستندات در اختیار شما قرار گیرد.

بز ( Goat ( نماد شیطان در گروه های شیطان پرست
عکس روی جلد کتاب انجیل شیطانی (کتاب مرجع شیطان پرستان)

3) دست شیطان یا دست شاخدار.
درتفکر ماسونها و شیطان پرستان،شیطان شاخدار Cornuto است و با حرکت دست خود، شیطان را نمایش میدهند.مستندات عیناً نقل شده است.


نکته ی مهم:علامت Cornuto علامتی است که باید درتفسیر آن بسیار محتاطانه عمل کرد.زیرا علاوه بر معنای دست شیطان که در غرب شناخته شده است،معانی دیگری نیز دارد.
برای مثال در بین ناشنوایان این علامت به معنایI love you می باشد.
درمناطق آذری زبان ایران وترکیه و...نیزاین علامت نمادبوزقورت(گرگ خاکستری)میباشد که این نماد،در بین آذری ها شناخته شده است.
بنابراین Cornutoهنگامی به معنای دست شیطان است که یک فرد شنوای اروپایی یا آمریکایی درمکانهای متعدد از این علامت استفاده میکند و از سوی دیگر این شخص با گروه های مخفی و مشکوک مرتبط است.
به عبارت دیگر،هر گردی گردو نیست! برای اطلاق لفظ دست شیطان به علامت Cornuto،باید هم به محل زندگی فرد،موقعیت،وضعیت جسمی،ارتباط وی با گروه های مشکوک و دلیل وی در استفاده از این علامت بررسی شود.در ضمن،استفاده از Cornuto در کنار علایم دیگر شیطانی اهمیت دارد.در واقع این علامت تایید کننده است نه اثبات کننده.
4) چلیپای شکسته(صلیب شکسته)یا Swastika:علامت شناخته شده ی هیتلر و نازی ها.
نکته ی جالب اینکه این علامت در گروه های ماسونی هم کاربرد دارد.
در شکل سمت چپ که مربوط به ماسون هاست،طرحی دیده می شود که دربالای آن علامت صلیب شکسته،و در وسط آن ستاره ی شش گوش مشاهده میگردد که این مطلب ارتباط نازیسم و صهیونیزم را نشان میدهد.
(برخلاف ادعای جهان غرب).زیرا هم ستاره ی شش گوش و هم صلیب شکسته موردتقدیس ماسون ها هستند.در واقع ریشه های نازیسم و یهودیت صهیونیستی یکی است و نه تنها این دو حرکت شوم هیچ تضادی با هم ندارند،بلکه در خدمت یکدیگر نیز قرار دارند. این مسأله خود شاهدی بر رد هولوکاست است.
البته لازم به ذکر است که بعد از جنایات هیتلر اکثر گروه های ماسونی به منظور پرهیز از بدنامی، استفاده از چلیپای شکسته را کنار گذاشتند؛این در حالی است که قبل از جنگ جهانی دوم، علامت چلیپای شکسته یک علامت کلیدی در فراماسونری بوده است.(ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که هیتلر نیز ماسون بوده است،اما تحرکات نظامی اش برخلاف مصالح فراماسونری بوده و منجر به مقابله ی بقیه ی ماسون ها با وی شده است).

5) جمجمه و استخوان Bones) &Skull ).
علامت و رمز گروه مخفی(ماسونی) (Skull & Bones ) (Skull & Bones)
6) عدد 666 نماد دجال یا ضد مسیح (Antichrist) یا شیطان.
گاهی به صورت FFF هم این عدد را نشان می دهند.
چون حرف F، ششمین حرف انگلیسی است.

7) عدد 13.(41)
عدد مقدس ماسون ها و یهودیان است.در حالی که مسیحیان آن را نحس میدانند.فراماسون ها در بسیاری از نماد های خود،تعداد اجزاء را 13 قرار میدهند.به عنوان مثال در تصویر راست،ستاره ی شش گوش را با 13 ستاره ی کوچک کشیده اند.در شکل وسط، 13 دست گوشه های یک شکل 13 دندانه را گرفته اند.
در تصویر سمت چپ هم که مربوط به چنگ یک الهه ی باستانی، است و متعلق به یک گروه ماسونی می باشد،تعداد تارها 13عدد می باشد.
ستاره 6 گوش متشکل از 13 ستاره کوچک ، 13 دست و 13 دندانه ، 13 تار چنگ الهه باستانی
8) عدد 33.
همان طور که گفتیم در فراماسونری،صاحب درجه ی 33بالاترین قدرت را داراست.
درسمبل بسیاری از گروههای ماسونی ازجمله درعلامت مربوط به یک گروه ماسونی شهر(Memphis)آمریکا(که نام شهرباستانی Memphis مصر را برخود نهاده اند)،عدد 33 بکار رفته است.

سمبل گروه ماسونی شهر Memphis آمریکا
(به عدد 33 در بالای تاج توجه فرمایید.)
عدد 33 در نماد های ماسونی مختلف
ذکر یک نکته ی مهم:بعد از ذکر علامات واعداد مورداستفاده در فراماسونری،ذکراین نکته ضروری به نظر میرسد که برای تطبیق علامت های مذکور بر گروه ها و افراد،باید همواره با احتیاط برخورد کرد.
زیرا در بعضی از مواقع،علامت ها و لوگو های بعضی ازشرکت ها و سازمان ها در نقاط مختلف جهان،شبیه به علامت های فراماسونری هستند،اما همواره نمی توان به این سازمان ها برچسب ماسونی بودن زد.برای مثال بسیاری از شرکت ها و کانال های تلویزیونی و ماهواره ای از نماد چشم در لوگوی خود استفاده میکنند که این چشم،نماد بیننده و مخاطب تلویزیونی است و این مطلب کاملاً منطقی و قابل فهم است.بنابراین در این حالت،چشم موجود در لوگو های مذکور،نشان دهنده ی ماسونی بودن این کانال ها نیست.همچنین چشم پزشکی ها و عینک سازی هایی که در تبلیغات خود از علامت چشم استفاده میکنند نیز ماسونی نیستند،چراکه حرفه ی آن ها در ارتباط با چشم می باشد.ازسوی دیگر در بعضی از تصاویر هنری و معماری،ممکن است در اثر روی هم افتادن خطوط،تصاویر متعددی شبیه به ستاره ی شش گوش و ستاره ی پنج گوشه ی معکوس پدید آید که این تصاویر نیز غیرعمدی بوده و نشان دهنده ی فراماسون بودن معماران این بناها نیست.برای درک بهتر این مطلب،به تصاویر زیر توجه فرمایید:

دو تصویر هنری که به صورت اتفاقی و به دلیل روی هم افتادن خطوط ,
دارای علامت های ستاره ی 6 گوش و ستاره ی 5 گوشه ی معکوس هستند.
حصور اتفاقی این علامات در تصاویر فوق,به معنای ماسون بودن طراحان آنها نیست.
بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید،صرفاً با مشاهده ی یک علامت مشابه علامات ماسونی، نمی توان به افراد و شرکت های مرتبط با آن علامت،فوراً برچسب ماسون بودن زد. بلکه باید در این زمینه تحقیق نمود و از شواهد محکم تری در تأیید یا رد ماسونی بودن گروه های مذکور بهره گرفت.
البته دراین بین بعضی علامت ها هستند که اختصاصاً و عمدتاً ماسونی هستند و تا حدود زیادی میتوانند ماسونی بودن افراد و شرکت ها و سازمان های مرتبط با خود را نشان دهند.برای مثال علامت پرگار و گونیای ماسونی(نه پرگار تنها و یا گونیای تنها)،علامت بسیار اختصاصی ماسون ها است.همچنین علامت هرم و چشم (نه هرم تنها یا چشم تنها)نیز یک علامت بسیار اختصاصی برای گروه های ماسونی است.
از سوی دیگر اگر گروهی از علامت های فراوان و متعدد فراماسونری استفاده بکند نیز به احتمال قوی یک گروه ماسونی می باشد.به همین صورت،گروهی که علایم ماسونی را بدون هیچگونه قرینه ی منطقی به کار میبرد نیز به احتمال زیاد یک گروه ماسونی است.برای مثال،نماد چشم جهان بین که در لژ ها استفاده میشود نیز یک نماد کاملاً ماسونی میباشد؛ چرا که در لژها هیچ عملیات چشم پزشکی و تصویربرداری انجام نمی شود که بتوان نماد چشم جهان بین را به آن ربط داد.
در هر حال باید این مطلب را همواره به یاد داشت که صرف دیدن یک علامت شبیه به علایم ماسونی، نباید سریعاً به افراد و سازمان های مرتبط با علامت،برچسب ماسون بودن زد و برای رد یا تأیید این مسأله،باید تحقیقات بیشتری انجام داد.
:: بازدید از این مطلب : 1060
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 30 فروردین 1391
|
|
هیچ کس دردسر معرفی کردن او را به خود نمیدهد.
هیچ کس با او صحبت نمیکند.هیچ کس از او برای سخنرانی عروسی دعوت نمیکند.
او فقط پشت میز مینشیند،مثل یک بطری شیرخالی.در حالی که…
همه چیز در یک بعد از ظهر بسیار زیبای روز یکشنبه در ماه ژوئیه شروع شد؛درست همان اولین یکشنبه ماه ژوئیه.دو سه تکه ابر سفید و کوچک در دوردست آسمان مانند علائم سجاوندی بودند که با دقت بسیار نوشته شده باشند.
نور خورشید بی هیچ مانعی بر تمام دنیا میتابید.در این پادشاهی ماه ژوئیه،حتی پوشش نقره ای رنگ یک شکلات که بر روی چمنزار پرتاب شده بود،مثل کریستالی در ته یک دریاچه،با غرور میدرخشید.
اگر برای مدت طولانی به این منظره نگاه میکردی متوجه میشدی که نور خورشید یک نور دیگر را در بر میگیرد،مثل جعبههای تو در توی چینی.
نور داخلی به نظر میرسید که از ذرات بی شمار گرد گُلها درست شده باشد؛ذراتی که در آسمان معلق و تقریباً بی حرکت بودند تا اینکه سرانجام بر روی سطح زمین فرو مینشستند.
:: بازدید از این مطلب : 1165
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
ن : bahram3
ت : دوشنبه 28 فروردین 1391
|
|

مسلسل های سنگینی که در اطراف هر انبار مستقر شده بودند با شلیک پیاپی مانع می شدند تا این مردم بخت برگشته بتوانند خود را از شعله های آتش نجات داده و...
:: بازدید از این مطلب : 885
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : یکشنبه 27 فروردین 1391
|
|
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه،سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود.
اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.
اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.
زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد،این واقعا لطف شماست.
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد،زن پرسید: “من چقدر باید بپردازم؟”
و او به زن چنین گفت: “شما هیچ بدهی به من ندارید.
من هم در این چنین شرایطی بوده ام.
و روزی یکنفر هم به من کمک کرد.
همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی،باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختــم بشه!”
***
چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره،زن از در بیرون رفته بود،درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیش خدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود: “شما هیچ بدهی به من ندارید.
من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد،همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی،باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!”.
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت:
“دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه…”
به دیگران کمک کنیم بلاخره یک جا یکی به ما کمک می کنه و قول بدیم که نگذاریم هیچ وقت زنجیر عشق به ما ختم بشه
:: بازدید از این مطلب : 943
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : یکشنبه 27 فروردین 1391
|
|
|