عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :


:: بازدید از این مطلب : 855
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 17 تیر 1391


مرحوم حاج شیخ حسنعلی مقدادی اصفهانی معروف به نخودکی(1)،از بی نشانان پاک و رها شده از زندان خاک است.پیر روشن ضمیری که آسمانیان او را بهتر از زمینیان می شناختند. بزرگ مردی که علم رابا عمل و بندگی حق رابا خدمت به خلق،همراه ساخته بود.آن عالم پارسا در سال 1279ق در اصفهان دیده به جهان گشود.زبان و ادبیات عرب را دراین شهرفراگرفت و از درس فقه و فلسفه عالم عامل،مرحوم آخوند ملامحمد کاشی،بهره های فراوانی برد.

فلسفه و حکمت را از مرحوم جهانگیرخان قشقایی آموخت؛سپس برای تکمیل معارف دینی روانه نجف اشرف گردید و از خرمن دانش مرحوم حاج سید محمد فشارکی و مرحوم حاج سید مرتضی کشمیری توشه ها اندوخت.استاد او در اخلاق و تزکیه نفس،مرحوم حاج محمد صادق تخت پولادی بود که از هفت سالگی تحت تربیت و مراقبت آن مرد خدا قرار گرفت.در سال 1327 ه.ق، مجاور بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا علیه السلام گردید و تا پایان عمر با برکتش در آن جا اقامت گزید.
آن مرد الهی با آن که به عبادت،مجاهدت،ریاضت،زیارت و اعتکاف در مکان های مقدس،سخت مداومت و مراقبت داشت،ولی خود می فرمود:«روح همه این اعمال خدمت خالصانه به سادات و فرزندان فاطمه زهرا(س) است و بدون آن،این گونه اعمال،چون جسمی بی جان است و اثری ندارد.

 


 



:: بازدید از این مطلب : 929
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 17 تیر 1391

رمز علم تبدیل مس به طلا و کیمیاگری

شیخ نخودکی اصفهانی از زبان خودش


مرحوم نخودکی می‌فرمایند:

 

«در همین سفر در آن زمان که در صحن عتیق رضوی به تزکیه مشغول بودم،روزی پیری ناشناس بر من وارد شد و گفت:یا شیخ دوست دارم که یک اربعین، خدمتت را کمر بندم.

گفتم: مرا حاجتی نیست تا به انجام آن پردازی. گفت: اجازه ده که هر روز کوزه آب را پر کنم. به اصرار پیر تسلیم شدم!

هر روز علی الصباح به در اطاق می آمد و می‌ایستاد و با کمال ادب می‌خواست تا او را به کاری فرمان دهم و در این مدت هرگز ننشست.

چون چهل روز پایان یافت،گفت:یا شیخ من چهل روز ترا خدمت کردم،حال از تو توقع دارم تا یک روز مرا خدمت کنی.در ابتدا اندیشیدم که شاید مرد عوامی باشد و مرا به تکالیف سخت مبتلا کند،ولی چون یک اربعین با اخلاص به من خدمت کرده بود،با کراهت خاطر پذیرفتم.

پیر فرمان داد تا من در آستانه اتاق بایستم و خود در بالای حجره روی سجّاده من نشست و فرمان داد تا کوره و دم و اسباب زرگری برایش آماده سازم.این کار با آنکه بر من به جهاتی شاق و دشوار بود،به خاطر پیر انجام دادم و لوازمی که خواسته بود فراهم ساختم.

دستور داد تا کوره را آتش کنم و بوته بر روی آتش نهم و چند سکّه پول مس در بوته افکنم و آنگاه فرمود آنقدر بدمم تا مسها ذوب شود.از ذوب آن مسها آگاهش کردم.

گفت:خداوندا،بحق استادانی که خدمتشان را کرده‌ام،این مسها را به طلا تبدیل فرما و پس از آن به من دستور داد بوتــــه را در «رجه» خالی کن و سپس پرسید در رجه چه می بینی؟

دیدم طلا و مس مخلوط است.او را خبر دادم.گفت: مگر وضو نداشتی؟

گفتم:نه.فرمود تا همانجا وضو ساختم و دوباره فلز را در بوته ریختم و در کوره دمیدم تا ذوب شد و به دستور وی و پس از ذکر قسم پیشین،بوته را در «رجه» ریختم،ناگهان دیدم که طلای ناب است.

آنرا برداشتیم و به‌اتفاق،نزد چند زرگر رفتیم.پس از آزمایش،تصدیق کردند که زر خالص است. آنگاه طلا را به قیمت روز بفروخت و گفت:این پول را تو به مستحقان می‌دهی یا من بدهم؟

گفتم:تو به این کار اولی(صاحب اختیار) هستی.سپس با هم به در چند خانه رفتیم و پیر پول را تا آخرین ریال به مستحقان داد،نه خود برداشت و نه به من چیزی بخشید و بعد از آن ماجرا از یکدیگر جدا شدیم و دیگر او را ندیدم.»




:: بازدید از این مطلب : 960
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 17 تیر 1391

مشكلات و معضلات مردم و شيعيان در سال‌هاي آغازين دوران غيبت،با ابلاغ پيام‌های شفاهی و يا به وسيله نامه كه به دست امام زمان (عج) می رسيد،و با استفاده از 4 نايب خاص كه توسط خود حضرت انتخاب می شد،رفع می شدند.

 

 

معرفی اجمالی نواب اربعه

 

نواب چهارگانه افرادی هستند كه طبق دستور و فرمايش امام مهدی(عج) واسطه بين مردم و حضرت بودند.


آنچه در اين نوشتار می آيد،معرفی اجمالی نواب اربعه به ترتيب نيابتشان است.



نايب اول

اولين نايب امام عصر(عج)،ابو عمرو عثمان بن سعيد العمير الأسدی است.عثمان بن سعيد برای 3 امام نيابت كرده است.يعنی نايب امام علی النقی،امام حسن عسكری و حضرت مهدی (عج)بوده است و نيابش برای امام زمان(عج) از سال 260 هجری آغاز شد و تا 280 قمری ادامه يافت.
لقب‌های عثمان بن سعيد عبارتند از:
عمری،اسدی،عسكری،سمّان و زيّات.از ميان اين پنج لقب، 3 لقب اول به سبب انتساب وی به قبيله بنی اسد و منطقه نظامی سامراء و نسب خانوادگی اوست.

اما دو لقب ديگر يعنی سمّان و زيّات به اين دليل بوده است كه وی به سبب وحشت از حاكميت استبداد عباسی به منظور تقيّه و مخفی كردن امر نظارت خويش از جانب حضرت ولی عصر (عج) در ظاهر تجارت روغن میكرد و در پوشش روغن‌فروشی به مسؤوليت خطير سفارت می پرداخت و با قرار دادن نامه‌های مردم در ظرف‌های مخصوص حمل آب و پوست‌های مخصوص حمل روغن،به سوی حضرت مهدی(عج) ارسال و جواب اخذ مي‌كرد.
يكی از افتخارات زندگی عثمان بن سعيد اين بود كه وی در زمان 3 امام معصوم(ع) مي‌زيست و آنها را درک كرد و از طرف آن امامان بزرگوار تأييد شده است.عثمان بن سعيد تنها 11 سال سن داشت كه افتخار خدمت به امام هادی(ع) نصيبش شد.
از ديگر افتخارات وی اين بود كه پس از شهادت امام هادی(ع) وكالت خاص امام حسن عسگری را عهده شد.همچنين پس از تولد امام دوازدهم،امام حسن عسگری به عثمان بن سعيد دستور داد تا گوشت و نان بخرد و در ميان تهی دستان تقسيم كند و تعدادی گوسفند به سلامتی امام مهدی(عج) عقيقه كند.
عثمان بن سعيد،مورد وثوق و اعتماد سه امام بزرگوار بوده است و از ناحيه امام هادی(ع)،امام حسن عسگری(ع) و حضرت حجت(عج) در مدج و امانت‌دار بودن و عفيف بودن وی توقيع صادر شده است.
امام حسن عسگری(ع)در سخنانش به احمد بن اسحاق،فرموده است:«عمری و پسرش هر دو ثقه و مورد اعتماد هستند،هر آنچه از سوی من برای تو آوردند،ترديد مكن كه از سوی ما است و هر چه میگويند از جانب ما است.بنابراين سخنان آن دو را بشنو و پيروی آنان نما و بدان كه هر دو امين و مورد اعتماد هستند.»(1)

نايب دوم

محمد بن عثمان بن سعيد العمری، دومين نايب خاص امام مهدی(عج) است كه از سال 280 تا 305 قمری به مدت 25 سال نايب امام عصر (عج) و پل ارتباطی آن حضرت با مردم بود.
ابوجعفر عنوان كنيه محمد عثمان بود كه با القابی مانند عمری،عسكری و زيّات مورد خطاب قرار می گرفت.
نايب خاص امام مهدی(عج) بودن،بزرگترين افتخار زندگی محمدبن عثمان است.همچنين اين عالم فقيه،مورد توفيق امام حسن عسگری(ع) قرار گرفته و توقيع ناحيه حضرت در وصف او و پدرش صادر شده است.(2)
امام مهدی عج در رحلت پدرش «عثمان بن سعيد» به محمد بن عثمان تسليت گفت.(3)

نايب سوم

ابوالقاسم حسين بن روح نوبختی،سومين نايب امام عصر(عج) است كه پس از وفات محمد بن عثمان در سال 305 قمری به اين مقام دست يافت و به مدت 21 سال تا سال 326 قمری راه ارتباط مردم با امام (عج) بود.
كنيه حسين بن روح،ابوالقاسم و لقبش نوبختی بود.
وی مردی انديشمند و پرآوازه بود و پيش از آنكه به مقام سومين نايب خاص امام مهدی(عج) منصوب شود مورد اعتماد و وثوق دومين نايب حضرت هم بود و محمد بن عثمان او را رابط ميان خودش و بزرگان شيعه قرار داده بود و حسين بن روح دستورات و تصميمات اهل بيت(ع) و اخبار نهانی آنها را به نقاط مختلف كشور پهناور اسلامی میرساند و بزرگان شيعه را خبر میكرد.
از افتخارات زندگی حسين بن روح بايد گفت كه وی در زمان خودش دارای شخصيت پرآوازه و معروف بود،چون قبلاً تصدی نيابت خاص محمد بن عثمان را داشت و حتی ناظر املاک محمد بن عثمان بود است و نيز رابط بين محمد بن عثمان و بزرگان شيعه و وكيل از طرف او بود.
همچنين آنقدر مورد احترام و امين مردم بود كه اهل سنت نيز او را تكريم می كردند.در ضمن بايد عنوان كرد كه پيش از رحلت دومين نايب خاص،فرمانی از جانب امام عصر(عج) صادر شد كه به موجب آن جناب محمد بن عثمان دستور يافت تا حسين بن روح را به جای خويش معرفی كند و او نيز چنين كرد.

نايب چهارم

ابوالحسن علی محمد سمری،چهارمين نايب خاص امام مهدی(عج) است كه در سال 326 قمری و به دنبال وفات حسين بن روح به نيابت انتخاب شد و تا نيمه شعبان سال 329 قمري به مدت 3 سال وظيفه انتقال پيام بين شيعيان و امام زمان (عج) را به عهده داشت.
علی بن محمد سمری كه كنيه‌اش ابوالحسن بود،شخصيت وارسته توأم با شكوه و عظمت داشت.
وی از نظر تقوی دارای موقعيت خاص و فوق‌العاده بود.
از كرامت‌های او اين بود كه در بغداد خبر از رحلت «ابن باويه قمی» پدر شيخ صدوق كه در ری زندگی میكرد داد و گفت: «در اين ساعت ابن باويه قمی،چشم از جهان فرو بست» گروهی از شيعيان كه در حضورش بودند،ماه و روز و ساعتی را كه فرموده بود را يادداشت كردند و پس از 17 روز كه خبر رحلت ابن بابويه قمی به بغداد رسيد،ديدند كاملاً با نوشته آن روز كه جناب سمری فرموده بود،تطبيق دارد.
نيابت خاص با رحلت او پايان يافت و پس از آن نيابت عامه آغاز شد و همزمان پايان يافتن غيبت صغری شيعه وارد دوران غيبت كبري شد.
محل نيابت اين چهار تن در بغداد بوده و آنها در همان شهر مدفون شدند و مزارشان در حال حاضر نيز معروف و مشخص است.


پی نوشت‌ها:
1ـ اصول كافی، جلد 1،صفحه 330 و غيبت طوسی،صفحه 219
2ـ رجوع شود به توضيح پيشين
3ـ كمال‌الدين،جلد 2،صفحه 510 و غيبت طوسی،صفحه 220
4ـ برای تحقيق بيشتر به كتاب غيبت شيخ طوسی،صفحه 227 مراجعه كنيد

 فارس

 

 



:: بازدید از این مطلب : 953
|
امتیاز مطلب : 26
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
ن : bahram3
ت : جمعه 16 تیر 1391


 امام خمینی(ره) و مردم‏ سالاری و وحدت و انسجام در جامعه اسلامی 

«بخش سوم»


تا اینجا مقدمه بحث‏ بود،از اینجا وارد اصل مسئله می‏شویم که مبانی نظریه چیست؟

چند موردش را خیلی به اختصار عرض می‏کنم.

اولین مبنا برای این نظریه همان مسئله بیعت است و امام بارها حتی در مصاحبه‏ های قبل از ورود به ایران به کلمه بیعت استناد کرده ‏اند.امام نظامی را مردم سالار و توام با دموکراسی می‏دانند که متکی به بیعت ‏باشد بنابر این بیعت مترادف می‏شود با مراجعه به آرا عمومی.ممحض شدن بیعت‏به اهل حل و عقد،یک مفهومی است که در همین مردم‏ سالاری غیر مستقیم و دموکراسی غیر مستقیم وجود دارد و سالها متداول بوده و الان هم هست.بالاخره نمایندگان مجلس انتخاب می‏شوند و با واسطه به وضع قانون می ‏پردازند.در واقع، بیعت‏یک نوع مردم ‏سالاری با واسطه است و اهل حل و عقد افراد شناخته شده قابل قبول در جامعه هستند که چیزی را انتخاب می‏ کنند.در عقبه اولی،عقبه ثانیه و بیعت رضوان هم همه نبودند فقط نمایندگان که افراد مورد قبول مردم بودند با پیغمبر بیعت کردند.یا در مورد امیرالمومنین هم همه در کوفه نبودند . به تعبیر خود امام، مهاجرین و انصار وقتی بیعت کردند دیگر کسانی که اینها را به نمایندگی قبول دارند حق رد و حق اعتراض ندارند.

در اصل ششم قانون اساسی آمده است که کلیه امور متکی به آرای عمومی است.همین عبارت در مصاحبه های امام در پاریس دیده می‏ شود.این نشان می‏دهد که در تدوین اصل ششم قانون اساسی دقیقا از تعبیرات خود امام استفاده شده است و خیلی روشن و واضح است که بیعت می‏تواند یکی از مبانی این اصل باشد.

مبانی دوم مسئله شورا است.در شورا هم این شبهه وجود دارد که مشورت با چه کسی؟ وقتی ما مردم‏سالاری می‏گوییم یعنی همه و وقتی شورا را مطرح می‏کنیم یعنی با صاحب‏نظران. وقتی صاحبنظران مورد قبول مردم نظر می‏دهند،به طور غیر مستقیم نظر مردم است.تا مادامی که تمام افراد جامعه صاحب‏نظر نشده‏اند و به این مرحله از رشد اجتماعی نرسیده‏ایم،چاره‏ای جز مردم ‏سالاری و دموکراسی با واسطه نداریم;نه ما،همه دنیا.سومین مبنا،مبنای امر به معروف و نهی از منکر است که هم مبنای اصل تشکیل حکومت است و هم مبنای نحوه آن. وقتی مردم حق اعتراض دارند،حق رای هم دارند.به این مطلب هم در فرمایشات امام از جمله در "تحریر الوسیله" استناد شده است.

چهارمین مبنا به تعبیر روایی"النصیحة لائمة المسلمین"است،انتقادازمسئولان،منتها در سخنان امام این جمله سر و ته شده بدون این که در معنا تغییری داده بشود.قسمتی از فرمایشات امام همزمان با هشت‏سال جنگ تحمیلی و مقاومت ‏شکوهمند ملت ایران است که بسیار دقت می‏کردنددولت تضعیف نشودودرآن مدت مسئله مبانی مردم‏ سالاری رابه گونه ‏ای مطرح نمی‏کردند که ملت دربرابردولت قراربگیرد.چون اگر مسئله راازحوزه اندیشه وفکر بیرون ببریم و ژورنالیستی و روزنامه ‏ای(یا روزی نامه ‏ای)بکنیم آن وقت معنای آن رو در رو قرار دادن مردم و دولت می‏شود. مرتب بگوییم مردم مردم مردم.

گویا دولت ‏یک راهی می‏رود مردم راه دیگری.اِبا داشتند ازاین که مردم در برابر دولت مطرح بشوند. و می‏ گفتند:مردم از دولت‏اند و دولت از مردم;مردم پشتیبان دولت‏ اند و دولت‏ خدمتگزار مردم.در این جا مسئله نقد دولت‏ به این صورت مطرح می ‏شد که دولت‏ باید خدمت‏گزار مردم باشد و نباید از مردم جدا بشود.

درآن زمان،عده ‏ای به دلایلی دولت رادوست نداشتند وامام به اینها بهانه نمی‏دادکه از فرمایشات امام در مخالفت‏با دولت استفاده کنند.آن موقع دولت‏یک تنه در برابر دنیا ایستاده بود،تمام دنیا صدام را تقویت می‏کردند.

مبنای پنجمی که برای اندیشه امام از فرمایشات می‏توان استخراج کرد مسئله رضایت عمومی است;یعنی عملکرد نظام اسلامی باید به گونه ‏ای باشد که عموم راضی باشند.

وقتی این قسمت از بحث مطرح می‏شود معمولا این سوال مطرح می‏گردد که اگر مردم نخواستند چی؟! جواب این سوال روشن است;چرا باید نظام کاری کند که مردم نخواهند،نظام باید کار خودش را تصحیح کند،باید به گونه ‏ای عمل کند که مردم بخواهند،نظام باید رویه ‏اش را تصحیح کند.رویه ‏اش را تصحیح کند به این معنا نیست که از اسلام و احکام اسلام دور بشود بلکه باید روش های اجرایی خودش را تصحیح بکند که رضایت عمومی را همراه داشته باشد.حاکم مالک اشتر باشد یا دیگری رضایت عمومی را داشته باشد.

اصلا شاهکار اصلی امام این بود که توانست کاری کند که مردم بگویند اسلام.تأسیس جمهوری اسلامی و تدوین قانون اساسی هم از کارهای امام بود اما کار اصلی امام در نظام سیاسی این بود که مردمی را تربیت کرد که گفتند فقط اسلام.

این شاهکار امام است.در یکی از مصاحبه‏ ها خبرنگار از امام سوال می‏کند که شما چه سمتی را درنظام و دولتی که تشکیل می‏دهید می‏ پذیرد؟ امام می‏ فرمایند من هیچ مسئولیتی نخواهم داشت.کار اصلی من نظارت بر همه امور و ارشاد است.یعنی اگر مسئله ارشاد فراموش بشود این سوال پیش می‏آید که اگر مردم نخواستند چی؟

بنابر این،پیش فرض مشروعیت نظام،مردم‏ سالاری و جمهوری اسلامی این است که مردم، مردمی مسلمان،اسلام‏ خواه،خداجو و ملتزم به احکام اسلام و شرعیت اسلام باشند و اگر این پیش فرض از دست رفت‏باید دو مرتبه احیا بشود.لذا این تضمین و تامین بزرگ‏ترین کاری است که در نظام اسلامی انجام می‏گیرد.

 

 

 


حجت الاسلام والمسلمین عمید زنجانی

 



:: بازدید از این مطلب : 846
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
ن : bahram3
ت : جمعه 16 تیر 1391


امام خمینی(ره) و مردم‏ سالاری و وحدت و انسجام در جامعه اسلامی 

«بخش دوم»


در مردم ‏سالاری مقصود کدام مردم است؟مردم مسلمان،مردم مومن،مردم وفادار به اسلام; همه این تعبیرات در فرمایشات امام هست،خود این یک بحثی است که مردم مخاطب امام، چه کسانی‏اند؟ امام که مرتب بر رای مردم تأکید می ‏کنند اینها کدام مردم‏اند؟ چه اوصافی دارند؟ مردمی هستند وفادار به اسلام،علاقه ‏مند به پیاده ‏سازی احکام اسلام که عاشق اسلام‏اند. مردمی‏ اند که غیر از اسلام را نمی‏ طلبند.قضیه، قضیه خارجیه است،قضیه انتزاعی کلی نیست.مراد از مردم هرکس نیست.از چنین مردمی بحث کردن بسیار دشوار است.مردمی که جز مقاصد فاسد چیز دیگری ندارند و می‏خواهند یک جامعه به تمام معنا لجن به وجود بیاورند، این حرفها درباره آنها صدق نمی‏ کند.خیلی از تعبیرات امام "این" دارد; "این" ملت، "این" مردم. این، اسم اشاره،محدوده‏ای را تعیین می‏ کند.بحث‏بحث کلاسیک نیست،بحث کلی و انتزاعی آرمانی هم نیست;یک بحث واقعی و عینی است.حالا این بستر را چه کسی به وجود آورده است کاری نداریم.شما فروردین 1358 را در نظر بگیرید که مردم برای رای دادن به جمهوری اسلامی پای صندوق‏ها آمدند،در این بستر،رأی،رأی مردم است; همه چیز را مردم تعیین می‏کنند; خواست‏،خواست مردم است;همه درخدمت این مردم ‏اند; هیچکس از مردم نمی‏تواند جدا باشد; پایه،شالوده و همه چیز مردم‏اند.در این زمینه تعبیرهای والا و پرمعنایی از حضرت امام داریم.

بنابراین صرف نظر از پیش فرضها،آرمانها،اهداف و اعتقادات مردم غرب،آنچه در آنجا اتفاق می‏افتد انتخاب آزادانه مردم است و در نظام اسلامی یک چیز اضافه شده و آن این است که مردم با اعتقاد، این کار را می‏کنند.در غرب ممکن است انتخابات با اعتقاد نباشد،از روی هوی و هوس یا از روی منافع شخصی گروهی باشد،ولی عمل،یکی است.یعنی اگر به صورت قضیه خارجیه نگاه کنیم و از پیش فرضهای هر دو طرف چشم پوشی کنیم،عمل یکی است;مردم‏اند که شالوده قوانین را می‏ریزند مردم‏اند که مسئولان را انتخاب می‏ کنند،هم در آنجا و هم در اینجا. بنابر این چه اشکالی دارد که بگوییم هم آنجا مردم سالاری هست هم اینجا،هم آنجا دموکراسی هست هم اینجا.در بعضی از موارد امام دقیقا این نکته را بیان فرموده‏اند که مسئله ما مسئله دموکراسی برتر است،یعنی در مقایسه ما یک چیزی هم افزون داریم،چون این مردمی که همه چیز را تعیین می‏کنند و همه اختیارات دست آنها است،مردمی هستند وارسته، معتقد به خدا،معتقد به ارزشهای الهی و جز خیر و صلاح و سعادت چیز دیگری را مدنظر قرار نمی‏دهند.شاید هم این کلمه دینی را که ما به عنوان پسوند می‏آوریم برای همین است که بگوییم دموکراسی به علاوه معنویت،قداست و صبغه الهی.

این دو نظر را وقتی به فرمایشات و آثار امام عرضه می‏کنیم بی‏تردید می‏توان گفت امام نظر دوم را دارند و معتقدند که نظام اسلامی،نظام مردم سالاری است.امام بارها به حکومت پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) استناد می‏ کردند،یعنی حکومت آن بزرگواران هم به این معنایی که می‏گوییم مردم سالاری بوده است و نظام اسلامی ما هم از فروردین 1358 چنین حالتی پیدا کرده است قانـون اساسی،وضع قوانین،انتخاب رهبــری،انتخـاب رئیس جمهـوری و مسئـولان قضـایی و مسئولان اجرایی همه و همه با مردم است.اینها مطالب کاملا روشنی‏ اند.

 

 

 

 

 

حجت الاسلام والمسلمین عمید زنجانی




:: بازدید از این مطلب : 968
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
ن : bahram3
ت : جمعه 16 تیر 1391


امام خمینی(ره) و مردم‏ سالاری و وحدت و انسجام در جامعه اسلامی

«بخش اول»

بعضی‏ ها به طور قطع منکر چیزی به نام مردم‏ سالاری یا دموکراسی در اسلام هستند که خود بر دو دسته ‏اند:مخالفانی که در اندیشه غـرب تخصص دارند و بر اساس وقوف به اندیشه غرب، وجود دموکراسی و مردم‏ سالاری را در اسلام منکرند.

گروه دیگر کسانی هستند که با مسائل فقهی و فقه سیاسی و با اندیشه سیاسی اسلام آشنایی دارند با این حال مدعی‏اند که دموکراسی و اصطلاحات مترادفش از جمله مردم سالاری در اسلام وجود ندارد،یا حداقل در فقه شیعه وجود ندارد.اتفاقا استدلال هر دو گروه هم تقریبا یکی است.عمده دلیل هر دو گروه این است که دموکراسی و مردم‏ سالاری در غرب دارای پیش فرض هایی است و این پیش فرضها هیچ کدام منطبق با اندیشه اسلام نیست.

البته در کنار این استدلال دلایل دیگری هم ضمیمه می‏شود که احیانا خاص متفکران و متخصصان دراندیشه غرب است،یا خاص کسانی است که درحوزه فقـه سیاسی مسئله را دنبال می‏ کنند ولی عمده اشکال،همین است که بیان شد.   

تحصیل کرده ‏های غرب که فقط با مبانی اندیشه های سیاسی غرب آشنایی دارند،سخت منکرند ومی‏گویند آن اصطلاحات مخصوص غرب است و اصلا درحوزه اسلام این مسائل معنا ندارد. هم چنین عده ‏ای از خـودی‏ ها هم معتقدند اصلا نباید واژه دموکراسی را به کار برد.  

من فکر می‏ کنم برای دنبال کردن بحث‏ باید کمی تعصبات و صبغه‏ های شکلی الفاظ را کنار بگذاریم.تقید به این که این کلمه فارسی است‏یا عربی،یونانی است‏یا لاتین،مربوط به عالم ادبیات است و در این جا ما باید به معانی بپردازیم و معانی را هم نباید به صورت آرمانی و انتزاعی بحث کنیم.ما باید واقعیتها را در نظر بگیریم;یعنی آنچه را در غرب به نام دموکراسی مطرح است‏با آنچه به عنوان اتکا به آرای عمومی در نظام اسلامی اجرا می ‏شود،به صورت عینی،عملی و به صورت قضیه خارجیه مقایسه کنیـم;نه به صـورت انتزاعی (قضیه طبیعیه یا قضیه حقیقیه).اگر به صورت عینی بحث کنیـم در نظـریه دموکراسی به مفهـوم غـرب،با مفهـوم اسلامی،تفـاوت چندانـی نمی‏ بینیـم.اگر ما مسئله مـردم سالاری را به این صورت توصیف بکنیم،شاید نیازی به پسوند دینی هم نداشته باشد.پسوند دینی معمولا برای این است که گفته شود این مردم سالاری، غیر از آن مردم سالاری است که می‏ گویند حاکمیت مطلق از آن مردم است و مردم اختیـار تام به نماینده‏ ها می‏ دهند که حتی احکام الهی را هم زیر و رو کنند.در غرب وقتی به نمایندگان رای می‏ دهند اجـازه می‏ دهند که تمام خواسته‏ های کلیسا را زیـرپا بگذارند.رأی می‏ دهند که منتخب مردم تمام انجیل و تـورات را زیرپا بگذارد،چون قائل به مردم سالاری مطلق‏اند و اضافه کردن کلمه دینی برای بیان این نکته است که این مردم سالاری غیر از آن مردم‏ سالاری است. مردم مسلمان رأی می‏دهند که کارگزاران در حـوزه اسلام انجام وظیفه کنند و نمایندگان هم در همین حوزه قانون وضع بکنند،اما اگر ما قضیه را خارجی گرفتیم دیگر این قید لازم نیست.

 

 

حجت الاسلام والمسلمین عمید زنجانی

 




:: بازدید از این مطلب : 876
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 16 تیر 1391

 

 

رافع عسر و حرج می رسد انشاء الله / یعنی آن ختم حجج می رسد انشاء الله

 

مژده بر منتظران مهدی (عج) زهرا (س) بدهید / عنقریب عصر فرج می رسد انشاء الله

هفتاد و سومین یار : یا ابن الحسن آقا بیا...


دلـــم گــرفتــه زین همه

هــوای پـر غبــار عشــق

کسی نمی دهد نشـان

ز یار غــم گسار عشــق

من از تبـــــــار انتــــــظار

 

به راه تــــو نشستــه ام

در این غروب خون به دل

بیــا ببین چه خستـه ام

من از تـو زنــده میشـوم

دلـــم گــرفتــه از غمـت

می شکنم در هـر دمی

از این سکــــوت ماتمـت

دلــــم گـرفتـه زین همه

نــدای عشـــــق پـر ریـا

 

ای عشــــق پاک عالمین

یا ابن الحسن آقا بیا...

 

وبلاگ شهر دل

 

 



:: بازدید از این مطلب : 726
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 16 تیر 1391



میان راه قم پولی مقدس
رسید از دست محبوبی به دستم
دو پانصد چـوق تا ناخورده ی نو
گرفتم ، مفت چنگـم ، ناز شستم
به دقت تا نموده تو ی کیفـم
نهاده، زیپ آن را سفت بستم
ولی ناگاه افتاد اتفاقی
که تا این لحظه هم مبهوت هستم
دو لاستیک عقب آن سان  ترکید
که من یک متر و نیم از جای جستم
چهل سبــــز هــــزاری خـرج آن شد
به شهر قم به خاکستر نشستم
در گوش رفیق خویش گفتم:
نگویی من خــــرافه می پرستــم
ولی ای دوست می بینی چگونه
ز فیض اسکناست ورشکستــــم
کمال برکتش آن سان اثـــــر کـرد
که می سوزد همی جای نشستم



:: بازدید از این مطلب : 1223
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 16 تیر 1391




چون که مـأمور مالیات آمد
گشت دنیا خراب روی سـرم
دفتر و دستک مرا هی جست
تا کشد مـو  ز  ماست در نظــرم
گفتمش: بـی خـودی تــلاش مکن
چون هـدر رفتــه کل خشـک و تـــرم
آن چنـــان ور شکستـــه ام امســـال
راسـت دیـگـــــر نمی شــود کـــــمــرم
گفـت: آن چــــه "در آمـــده" بنــــــــویس
من نـــــوشتـــــــــم "در آمـــــده پــــــــدرم"



:: بازدید از این مطلب : 1120
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 16 تیر 1391

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران