عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 


کسی دیگر نمی کوبـد در این خانه ی متروک ویــران را

کسی دیگر نمی پرسد چـرا تنـهای تنـهایم

و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیـز از من نمی ماند

و من گریان ونالانم و من تنـهای تنـهایم

درون کلبه خاموش خویش امّا

کسی حال من غمگین نمی پرسد

و من دریای پـر اشکم که طوفانی به دل دارم

درون سینه پـر جـوش خویش امّا

کسی حال منه تنـها نمی پرسد

و من چـون تک درخت زرد پاییـزم

که هر دم با نسیمی می شود بـرگی جدا از او

و دیگـر هیـچ چیــز از من نمی ماند

 



:: بازدید از این مطلب : 858
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 17 اسفند 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟