عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

آن روز صبح یک دسته صورتحساب تازه رسیده بـود.

نامه شرکت بیمه،از لغو شدن قرارداد هایشان خبر می داد.

 

 

زن آه کشید و با نگرانی از جا برخاست تا شوهرش را در جریان بگذارد.

آشپزخانه بـوی گاز می داد.

 

 

روی میز کار شوهرش نامه ای پیدار کرد.

 

«...پول بیمه عمر من برای زندگی تـو و بچه ها کافی خواهد بود...»


نوشته Monica Ware

 

ترجمه گیتا گرگانی

 




:: بازدید از این مطلب : 422
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 07 فروردین 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟