سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره ی عشق
چه ها میخواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران،خبر گمشده ای میجویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
صدفی در دریاست؟
نوری از روزنه فرداهاست
یا خدایی که از روز ازل ناپیداست...؟
با درختی که زنـد سـر به فلـک
به زبان مـــه و ابــــــــــــــر
به زبان لجن و سایه و لک
به زبان شب و شک،حرف مزن
با درختـان برومند جـوان
به زبان گـل و نـــــــــــور
به زبان سحر و آب روان
به زبان خودشـان حـرف بــــزن