عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

بـه نگـاهِ نگــرانت نگــرانــم،چـه کنـم

اهل یثرب ز من و گریه ی من بیزارند

 


نا گزیرم که در این شهر نمانم،چه کنم

تا ســـحر از غــم تنهــایی تـو بیــــدارم

دو دلم من بروم یا که بمانم،چه کنم

دو قـدم راه نـرفتــه نفسـم می گیـرد

عمری از من نگذشت است و جوانم،چه کنم

سعی کــردم قد خـم را ز تـو پنـهان سازم

هر چـه قد راست کنم،باز کمانـم،چه کنم

دست تـو وا نشد و دست من از کار افتـاد

نیمه شب می پَـرد از خـواب پي ِ آب حسين



:: بازدید از این مطلب : 333
|
امتیاز مطلب : 39
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
ن : bahram3
ت : یکشنبه 25 فروردین 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران