
:: بازدید از این مطلب : 420
|
امتیاز مطلب : 215
|
تعداد امتیازدهندگان : 47
|
مجموع امتیاز : 47
بعضـی ها را در جـوی آب بـايـد شست تـا لجن هـا
خوشحال شوند که کثيف تر از خودشان نيز هست
:: بازدید از این مطلب : 434
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
گفت با زنجیـر, در زنـدان شبی دیـوانه ای
عاقلان پیـداست , کز دیوانگان ترسیده اند
:: بازدید از این مطلب : 359
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اسپانیایی ها
معتقدند عشق ساکت است امّـا اگرحرف بـزنـد از هر صدایی بلندتر است
بعضی از ایـرانی ها
میگویند عشق سوء تفاهمی بین دو احمق است که بایک ببخشید تمام می شود
ایتالیایی ها میگن عشق یعنی تـرس از دست دادن تـــو..
:: بازدید از این مطلب : 675
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نقاش باشــی! چقد مــی گيـــری
بيايـی و صفحه های سياه دلم را
رنگــی کنـی؟
بعد بـرای ديــوار اتـاق دلـم
يک روز آفتــــابی بکشـــی
که نـور آفتـاب تا ميـانه ی اتاق آمده باشد
راستـی من
روی صورتـم يک خنده میخواهم
نـرخ خنــده کـه
گـران نيسـت ؟؟؟!!!
:: بازدید از این مطلب : 391
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
چند تا از بچه ها،کنار آب جمع شده بودند.یکیشان، برای تفریح ، تیراندازی می کرد توی آب.زین الدین سر رسید و گفت «این تیرها ، بیت الماله. حرومش نکنین.»
چندتا از بچه ها،کنار آب جمع شده بودند.
یکی شون،برای تفریح،تیراندازی میکرد توی آب.
زین الدین سر رسید و گفت: «این تیـرها،بیت المالِ.حرومش نکنین.»
جواب داد «به شما چه؟» و با دست هُلش داد.
زین الدین که رفت صادقی آمد و پرسید «چی شده؟»
بعد گفت:«می دونی کی رو هُـل دادی اَخَوی؟»
دویده بـود دنبالش برای عذرخواهی که جوابش را داده بود
«مهم نیس.من فقط امر به معروف کردم.گوش کردن و نکردنش دیگه با خودته.»
برگرفته از کتاب یادگاران ص:56
:: بازدید از این مطلب : 636
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

این پلک های خسته که بالا نمی رود
دست شکسته جـز به تمنـا نمی رود
لحظه به لحظه فاطمه از هوش می رود
بیرون ولی ز غُصه ی مولا نمی رود
شهر مدینه منتظر مرگ کوثر است
حتی کسی به دیدن زهرا نمی رود
تنها کلام فاطمه عجل وفاتی است
آمین مستمع ز چه بالا نمی رود
هر دم می گرفت سراغ بلال را
می گفت او بـه مأذنه آیا نمی رود
سخت است بین بستر خود جابجا شدن
این دنـده شکسته دگر جا نمی رود
دیگر بـرای شِکوِه از این مردمان پست
سوی اُحُد حبیبه طاها نمی رود
قهر است فاطمه به خدا با تمام شهر
دیگر صدای گریه از اینجا نمی رود
گرچه نفس نفس زدنش هم به سختی است
چـآدر نماز از سر زهــرا نمی رود...
:: بازدید از این مطلب : 337
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
استاد علی انسانی به عنوان یکی از شاعران شاخص عرصه شعر آئینی درکتاب "دل سنگ آب شد" اشعاری را در رثای بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) به چاپ رسانده است.
«حاج علی انسانی» شاعر و مداح نام آشنای اهل بیت(ع) به مناسبت ایام سوگواری حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) اشعار نغـزی را به رشته تحریـر در آورده است،که گویای حس دلسوختگان آل الله(ع) است.
ابیاتی ازمثنوی 266بیتی آینه ها و چندغزل مشهور این شاعرآئینی ازکتاب«دل سنگ آب شد» در ادامه آمده است.
:: بازدید از این مطلب : 423
|
امتیاز مطلب : 27
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
دلهای ما کنار شما آبـــرو گرفت
آقـا چقدر از کرم ت نان به ما رسيد...
ما باب ميل تـو نشديم عاقبت،ولی
لطف تـو هر دقيقه و هر آن به ما رسيد...
خوب است وقت روضه،تو ما را خبر کنی
شايد نـوای آن دل سـوزان به مـا رسيد
يک بار هم از نيابت مـا کربلا بـرو
توفيق،هرچه هست،ز جانان به ما رسيد
:: بازدید از این مطلب : 405
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
هـم سـنگ صبـو ر حیــدری حق داری
هـم دل نگــران دختــری حق داری
با دست شکسته شانه برداشته ای...
سخت است ولی تـو مادری حـق داری

:: بازدید از این مطلب : 365
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0