عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

پیامبر اکرم (صلی ا… علیه و آله و سلم):

قدرتمند کسى نیست که بـر مــردم سلطه یابد،بلکه کسى است که بر نفس خود چیـره شود.

مستدرک الوسائل،ج ۱۱،ص ۱۳۹

----------------------------------

امام علی علیه السلام:

مؤثرترین وسیله ی جلب رحمت خدا این است که خیرخواه همه ی مردم باشی.

غررالحکم،ج ۲،ص ۴۷۶

-----------------------

امام باقر علیه السلام:

بنده گناه مى‏ کند و به سبب آن،روزى از او گرفته مى‏ شود.

کافى،ج ۲،ص ۲۷۰

----------------------------

امام حسین علیه السلام:

کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند،رستگار نخواهند شد.

مقتل خوارزمی،ج ۱،ص ۲۳۹



:: بازدید از این مطلب : 666
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 09 دی 1391

 

 

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می کرد.

روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت:

اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.

فرعون یک روز از او فرصت گرفت.

شب هنگام در این اندیشه بـود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بـود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.

فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد.

شیطان گفت:خاک بر سر خدایی که نمی داند پشت در کیست.

سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد!

بعد خطاب به فرعون گفت:
من با این همه توانایی لیاقت بندگی خـدا را نداشتـم آنوقت تـو با این

 

همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟

پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت:

 

چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟

شیطان پاسخ داد:زیرا می دانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.



:: بازدید از این مطلب : 951
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 09 دی 1391

 

 

مردم ما در مقابله‌ى با فتنه،خودشان به پا خاستند.

نهم دى در سرتاسر کشور مشت محکمى به دهان فتنه‌گران زد این کار را خود مردم کردند.

امام خامنه ای

 

 

 

 

 

 

عبـرت آموز ز تاریخ که خـائن کم نیست
این هم از عبرت ایوان مدائن کم نیست

 

 

 

 

 

 

 

 

و خدا هست و هر آن چیز که از وی باقی است
فتنـه خاموش شد اما نهم دی باقی است

 

 

 

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 847
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 09 دی 1391

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ


در چند سال قبل،محترمه علویه اى که مداومت بر نماز جماعت مسجد جامع داشت به بنده گفت مدتهاست که به جده ام صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام اللّه علیها متوسل شده ام براى نجاتم تا اینکه شب گذشته در عالم رؤیا آن حضرت را دیدم عرض کردم بى بى ما زنان چه کنیم که اهل نجات باشیم؟

 



:: بازدید از این مطلب : 497
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 09 دی 1391

 تشرف،خدمت امام زمان

هوا تاریک بود.باران می‌بارید.باد تندی می‌وزید.سرمای سوزناک زمستانی طاقت را از بین می‌برد. از شدت سرما بدنم می‌لرزید.

دندان‌هایم به هم می‌خوردند.

در آن سرمای سوزان هیچ کس نبود.به هر سو نگاه میکردم جز کوچه‌های تاریک،هیچ کس و هیچ چیز را نمی‌دیدم.
هراس سراسر وجودم را گرفته بود.

نگران بودم.نگران از این‌که کارم بی نتیجه بماند.
کنار در مسجد نشستم.

آتشی روشن کردم تا با آن مقداری قهوه درست کنم.

در فکر فرو رفتم:«چهل شب چهارشنبه به مسجد کوفه آمدم،این همه رنج و سختی را تحمل نمودم،بارخوف و ترس را حمل نمودم، اما او نیامد! تنها یأس و پشیمانی برایم باقی ماند.»



:: بازدید از این مطلب : 519
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 09 دی 1391

دلخوری بچه های ارتش از حاج همت...

 


یک روز که فرماندهان ارتش،در یک قرارگاه نظامی برای طراحی یک عملیات،همه جمع شده بودند،حاج همت هم از راه رسید،امیرعقیلی،سرتیپ دوم ستاد«لشکر 30 پیاده گرگان»، حاجی را بغل کرد و کنارش نشست،امیر عقیلی به حاج همت گفت:«حاجی! یک سوال دارم، یک دلخوری خیلی زیاد،من از شما دلخورم.»

 

حاج همت گفت:«خیر باشد! بفرمائید! چه دلخوری؟»
امیر عقیلی گفت:«حاجی! شما هر وقت از کنار پاسگاه های ارتش،از کنار ما که رد می شوی،یک دست تکان میدهی و با سرعت رد میشوی.اما حاجی جان،من به قربانت بروم،شما ازکنار بسیجی های خودتان که رد میشوی،هنوزیک کیلومترمانده،چراغ میدی،بوق می زنی،آرام آرام سرعت ماشین ات را کم می کنی،بیست متر مانده به دژبانی بسیجی ها،با لبخند از ماشین پیاده می شوی،دوباره باز دستی تکان میدهی،سوار می شوی و میروی.رد میشی اصلا مارو تحویل نمی گیری حاجی،حاجی به خدا ما هم دل داریم.»
حاج همت این ها را که از امیر عقیلی شنید،دستی به سر امیر کشید و خندید و گفت:

«برادر من!اصل ماجرا این است که از کنار پاسگاه های شما که رد می شوم،این دژبان های شما هر کدام چند ماه آموزش تخصصی می بینند که اگر یک ماشین از دژبانی ارتشیها رد شد،مشکوک بشوند؛از دور بهش علامت میدهند،آروم آروم دست تکان میدهند،اگه طرف سرعتش زیاد بشه،اول علامت خطر میدهند،بعد ایست میدهند،بعد تیرهوائی میزنند،آخر کاراگر خواست بدون توجه دژبانی رد بشود.به لاستیک ماشین تیر میزنند.
ولی این بسیجی هایی که تو میگی،من یک کیلومتر مانده  بهشان مرتب چراغ میدم،سرعتم رو کم میکنم،هنوز بیست متر مانده پیاده می شوم و یک دستی تکان میدهم و دوباره می خندم و سوار می شوم و باز آرام از کنارشان رد می شوم.آخر این بسیجی ها مشکوک بشوند.اول رگبار می بندند. بعد تازه یادشان میاد که باید ایست بدهند.
یک خشاب و خالی میکنند،بابای صاحب بچه را در میآورند،بعد چند تا تیرهوائی شلیک میکنند و آخر که فاتحه طرف خوانده شد،داد می زنند ایست.»

سلامتی همه بسیجیا صلوات

خاکیان افلاکی



:: بازدید از این مطلب : 609
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 09 دی 1391

ادامه محکمه خون شهداء محکمه عدلیست که ما را در آن به محاکمه می کشند...

شهید زندگی کردن

شهادت در یک نگاه کلی سه معنا دارد:

1.مکتب رشادت: جان دادن در جنگ های حق علیه باطل

2.مکتب عبادت: شهید زیستن در زندگی و جهاد اکبر

3.مکتب شفاعت: همسو شدن با کائنات و تبدیل به کارگزار هستی شدن

 

 



:: بازدید از این مطلب : 558
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
ن : bahram3
ت : شنبه 09 دی 1391



:: بازدید از این مطلب : 552
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 09 دی 1391

دختـرها خیلی دوست دارند جـای پسرها باشند

اما پسرها اصلاً دوست ندارندجای دخترها باشند

 ****************************
اگر یه دختر یک مشکل غیرقابل حل داشته باشه،ازخونه فرار می کنه.

اما یه پسر اگر یک مشکل غیرقابل حل داشته باشه

اعضای خانواده اش رو از خونه فـراری می ده!

 ****************************

 



:: بازدید از این مطلب : 498
|
امتیاز مطلب : 53161
|
تعداد امتیازدهندگان : 21
|
مجموع امتیاز : 21
ن : bahram3
ت : شنبه 09 دی 1391


لبیک یا رسوالله

ُیرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَاللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

می خواهند نـورخدا را با دهان هاىشان خاموش کنند ولی خدا کامل کننده،نـور خویش است، اگر چه کافران را ناخوش آید.

درآن دنیایی که پست ترین مردان اگر زورشان به هیچ کس نمی رسید لااقل برای همسرانشان پادشاهی میکردند،و آنها را بی هیچ تردیدی خدمتکار خود میدانستند،پیامبر مهربانی ها حضرت محمد(ص)کمک کردن به همسر و کارهای منزل را احسان  و نیکوکاری برای مردان به حساب می آوردند.


العبقریات الاسلامیه،ص 192



:: بازدید از این مطلب : 484
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 09 دی 1391

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید