طبق این موقوفه اگر خانوادهای گوشتی داشت و توسط گربه ربوده شد،میتواند به اداره اوقاف مهریز مراجعه كند و پول گوشت را بگیرد.
موقوفه بعدی كه به موقوفه محمدحسن معروف است مغازهای است كه ازسال ۱۳۵۴ وقف شده برای اینكه درآمد حاصل از آن برای آب بهداشتی منطقه صرف شود.
وقف به این شكل است كه با درآمد این مغازه،نمک تهیه میشود و آن را در آب انبارها میریزند تا آبها گندیده نشوند و مردم بتوانند آب شرب قابل خوردن داشته باشند.
:: بازدید از این مطلب : 476
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام،در کلامی گهربار مکارم و فضائل اخلاقی را ده مورد بیـان فرموده و شرم و حیا را به عنوان رأس این فضائل مورد تأکید قرار دادهاند.حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام،در کلامی گهربار مکارم و فضائل اخلاقی را ده مورد بیـان فرموده و شرم و حیـا را به عنوان راس این فضائل مورد تأکید قرار دادهاند.
:: بازدید از این مطلب : 342
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جزیره "ایستر" در شیلی راز بزرگی را در دل خود نهفته دارد که هنوز کشف نشده است.
:: بازدید از این مطلب : 365
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پاسخ رندانه دكتر علی شریعتی به سوال"چرا دخترها با مینی ژوپ می آیند؟"
وقتی سخنرانی بود همه میآمدند،نمیشدجلودارشان شد،بـا حجاب و بیحجاب،آنوقت مخالفین خرده میگرفتند كه :چرا عدهای دختر با مینیژوپ میآیند پای سخنرانیتان؟!
:: بازدید از این مطلب : 396
|
امتیاز مطلب : 279
|
تعداد امتیازدهندگان : 59
|
مجموع امتیاز : 59
ستاد انتخاباتی مشایی زیر نظر برخی مقامات ارشد دولت، فعالیت گسترده ای را آغاز کرده اند که درخواست «استفاده از تصویر مشایی بر روی پیراهن یک دونده» موردی ساده و کم هزینه در برابر فعالیت های اصلی این ستاد است.
:: بازدید از این مطلب : 358
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

:: بازدید از این مطلب : 425
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
بعد رفتـم به سراغ چمدان های قدیمی
عکس های من و دلتنگی یاران صمیمی
روزهایی همه محبوس در انباری خانه
خاطراتی همه زندانی در دفتر سیمی
رفتـه بــودم به چهل سالگی غـربت بابا
با همان سوز که می گفت:خدایا تو کریمی
مشهد و عکس پدر،ضامن آهو و دل من
گریه هم پاک نکرد از دل من گرد یتیمی
تازه همسایه ی باران و خیابان شده بودیم
کاشی چـاردهم،رو بـه روی کـوی نسیمی
عشق را تجربه می کردم در ساعت انشاء
شعر را تجـزیه می کردم در دفتــر شـیمی
نام هایی که نه در خاطره ماندند و نه در دل
سـاعت جبــر شد و غُـرغُـر اسـتاد عظیمی
اردوی رامسـر و گم شدنــم در شب مجنـون
رقص موسای عـرب،خنده ی مسعود کریمی
این یکی هسـت ولــی از همـه ی شـهر بـریـده
آن یکی را سرطان کشت،سلامی...نه،سلیمی
این یکی عشق هدایت داشت با عشق فرانسه
آن یکی قصّــه نـویسـی شــد در حــدّ حکیـمـی
آن یکی پنجـــره ای واکـرد از غــربت فـکّه
این یکی ماند،گرفتندش در خانه ی تیمی
این یکی باز منم شــاعـر دلتنـگی یــاران
این یکی باز منم در چمدان های قدیمی
علیرضا قـزوه
:: بازدید از این مطلب : 365
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بعد تو چندین قیامت دیر شد ما را ببخش
مِهر مُـرد و ماه در زنجیـر شد ما را ببخش
راوی این قصـه از یعقـوب یــادی هم نکـرد
یوسف این قصه دیگر پیر شد ما را ببخش
نازنینـا عـدل مـا را کشت،تـو دیگر مکش
مهربانا ظلـم عالم گیر شد مـا را ببخش
ازحدیث قدسی چشمت کسی شرحی نخواند
مصحـف زلـف تــو بـد تفسیـــر شد مـا را ببخش
ما ندانستیـم راز عقل و سرّ عشق چیست
عقل مُرد و عاشقی تحقیر شد ما را ببخش
تیرمان بر سنگ خورد و خون مان بر خاک ریخت
سهم مان دنیـــای پــر نخجیــر شد ما را ببخش
مدتی گر عاشقی از یـاد رفت از مـا مـرنـج
انـدکی گر مثنـوی تأخیـر شد مـا را ببخش
علیرضا قـزوه
:: بازدید از این مطلب : 379
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سه دانگ از صدای عاشیق ها
هنوز در زیـر آوار است
و شمس تبریـزی
آمده است به فعلگی و معلمی قـرآن
جایی در حوالی اهر
و شیخ محمود
دارد از زیـر همین آوار
مثنوی و قـرآن بیـرون می آورد و می خواند:
"همه عالم به نور اوست پیدا..."
ستارخان هنوز یک پایش در زیـر آوار است
فریاد می زند که از سفارتخانه های اجنبی
کمک قبول نبـاید کـرد
حالا با شمس در محله ی سلّه بافان می چرخم
با ناصرخسرو به خـانه ی قطران می روم
آن روز هم که زلـزله آمد
چهل هزار تن مُـردند
همیشه خاصیت زلـزله همین است
که روح ها را
به هم می ریـزد
کمال را از خجند می بـرد به سرخاب و
باکری را از مجنون می کشاند به آسمان ارومیه
و مـرا از این گوشه ی جهان می برد
به کوچه ی دلتنگی آقامحمدحسین بهجت تبریـزی...
یکی دست شهریار را بگیـرد
که بیرون زده ست این وقت شب
با زیـرشلواری و همان کلاه پوستی
در محله ی پـدری
دنبال حبیب و رفقایش می گردد...
تاریخ می گوید این زلـزله
پس زلـزله هایی ست
که پیشتر آمده بود
و این از خواص زلـزله الارض است
که گاه تکه ای از بسطام را می برد به بم
و کوه حیـدربابا را
این وقت شب
آورده است به رختخواب ابـری من
در دهلـی نو
و من از او مدام
سراغ ساز "عاشیق عیمران" را می گیرم...
علیرضا قـزوه
:: بازدید از این مطلب : 349
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
السلام ای ماه پنهان پشت استهلال ما
ما بـه دنبال تـو می گردیم و تـو دنبـال ما
ماه پیدا،ماه پنهان،ماه روشن،ماه گم
رویت این ماه یعنی نامـه ی اعمال مـا
خاصه این شب ها که ابر و باد و باران با من است
خاصه این شب ها که تعـریفـی نـدارد حـال مـا
کاش در تقدیر ما باشد همه شب های قدر
کاش «حـوّل حـالنـا»یی تـر شـود احـوال مـا
این سـحرها در زلال ربّنـــا گـم می شویــم
این سحرها آسمان گم می شود در بال ما
ما به استقبال ماه از خویش تا بیرون زدیم
مـاه با پــای خـودش آمـد به استقبــال مـا
گوشه ی چشمی به ما بنمای ای ابروهلال
تـا همـه خـورشـیـد گــردد روزی امسـال مـا
علیرضا قـزوه
:: بازدید از این مطلب : 369
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0