عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

غنچه از خــواب پــریـد و گلی تـازه به دنیــا آمـد

خـار خنـــــــدیــد و بــــــه گـل گفـــــت: ســلام

و جوابی نشنیـد...خار رنجـید ولی هیـچ نگفت

ساعتی چند گذشت...گل چه زیبـا شده بود...

دســــــــــت بـــی رحمـــــی آمــــد نــزدیــک ...

گـل ســــــراسیـمـه ز  وحــــشـت افســـــرد...

لیک آن خار در آن دست خلید وگل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید

گـل صـمیــمـانـه بـــه او گفــــــت: ســــــلام

 




:: بازدید از این مطلب : 723
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : bahram3
ت : جمعه 29 دی 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید