عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

به بنــد هجـر تـو جانا گرفتــــارم

ز حسرت آتشی بـر ســـینه دارم

 

 


nww6bvpzol796p7d4jhk.jpg

 


شـفا بخش وجـود ممـلو از دردی

تویی همچو طبیب و من چوبیمارم


ازاین حسرت اگربیرون روم یک شب

گل خنــده بـه لب مستانه می کارم


سعادت بر سـرم پـا می نهـد آخر

گره وا می شود از بخت و از کارم

 

 کنــار بســتــر وصــل تـو بنشینـم

ز شوقت تا سحر بی تاب و بیدارم


ز نـور چهره ات ســوزی دگر گیرد

کنــون ســاز غم انگیز شب تارم

 

 چو دستت گردن آویـز «رها» گردد

ز سر بیــرون کنم غیر از تـو افکارم

 

بهروز

 



:: بازدید از این مطلب : 876
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : bahram3
ت : دوشنبه 08 آبان 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید