عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

khayam ♥♥AloneBoy.com♥♥ خیام و مرده پرستان

روزی کسی به خیام خردمند،که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت: شما بـه یـاد دارید دقیقا پدر بزرگ من،چه زمانی درگذشت؟!

خیام پرسید:این پرسش برای چیست؟

آن جوان گفت:من تاریخ درگذشت همه خویشانم  را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و… .

خیام خندید و گفت: آدم بدبختی هستی!

خداوند تـو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا نمیرند تـو به دنبال مردگانت هستی؟!… بعد پشتش  را به او کرد و گفت مرا با مـرده پرستان کاری نیست و از او دور شد!

 




:: بازدید از این مطلب : 393
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : دوشنبه 19 فروردین 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید