عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

پیـرمـردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت

با سرعت وارد بیمارستانشد و به پرستار گفت:

خواهش می کنم به داد این بچه برسید.

بچه ماشین بهش زد و فـــــــرار کرد.

پرستار: این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید.

پیرمرد: اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم.

خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میارم

پرستار: با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.

امّا دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت:

این قانون بیمارستانه.باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.

 

صبح روز بعد…

 

همان دکتر سر مزار دختـــــر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید.

 

 




:: بازدید از این مطلب : 580
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : سه‌شنبه 15 بهمن 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا