پـدر: دوست دارم با دختــری به انتخاب من ازدواج كنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب كنم
پدر: اما دختر مورد نظر من،دختر بيل گيتس است
پسر: آهان اگــــر اينطـور است،قبـول است
پــدر به ديــدار بيل گيتس میــــرود
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بيل گيتس: اما برای دختر من هنوز خيلی زود است كه ازدواج كند
پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مدير عامل بانک جـــــــهانی است
بيل گيتس: اوه،كه اينطور! در اين صورت قبول است
پدر به ديـدار مدير عامل بانک جـهانی میـــرود
پدر: مـرد جوانی برای سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم
مدير عامل: اما من به اندازه كافی معاون دارم!
پدر: اما اين مرد جوان داماد بيل گيتس است!
مدير عامل: اوه،اگر اينطور است،باشد
و معامله به اين ترتيب انجام می شود.
----------------------------------------
نتيجه اخلاقی:
حتی اگر چيزی نداشته باشيد باز هم می توانيد چيزهايی بدست آوريد.
اما بايد روش مثبتی برگزينيد.
تیکافان
:: بازدید از این مطلب : 640
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0