عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

http://img4up.com/up2/96919595466740532193.jpg

عبـد تـوأم اگــــر ز کــرم بـاورم کنی
پا بر سرم بنه که ز عالم سرم کنی
یا همچو شمع سوخته کن،قطره قطره آب
یا شعله ای ببخش که خاکستـــــ,رم کنی
عمری به زخم های تنت گریه کرده ام
تا وقت مـرگ،خنده به چشم ترم کنی


خار رهم،مگر به نگاه تو گل شوم
خاک در توام،تو مگر گوهرم کنی
یک عمر سائل در این خانه بوده ام
حاشا که وقت مرگ،جدا زین درم کنی
تنها شراب روح من از جام چشم توست
چشمی گشا که مست از این ساغرم کنی
یک عمر دوختـــم،بـه نگاه تـو،چشــم خویش
تا یک نـگاه،در نگـه آخـرم کنی
از ذرّه کمترم،تو توانی ه ب یک نگاه
برتر ز آفتاب جهان پرورم کنی
هرگز به جز در تو دری را نمی زنم
ای وای اگر گدای در دیگرم کنی!
من "میثمم" امید که محشور از کرم
با میثم علی به صف محشرم کنی



:: بازدید از این مطلب : 643
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : پنج‌شنبه 25 آبان 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران