ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟
کــز زخمـهی آن نُه فلک اندر تک و تـاز است
آورد به یک زخمه، جهـان را همه، در رقص
خود جان و جهان نغمهی آن پردهنواز است
عالـــــم چــو صــــدایی است ازین پــــرده، که دانـد
کاین راه چه پرده است و در این پرده چه راز است؟
رازی است در این پرده، گر آن را بشناسی
دانی که حقیقت ز چه دربند مجـــــاز است
محتـــــــــــاج نیــــــــاز دل عشـاق چرا شد
حسن رخ خوبان، که همه مایهی ناز است؟
عشــــق است که هر دم به دگر رنگ برآید
ناز است به جایی و یه یک جای نیاز است
در صورت عاشق چو درآید همه سوزاست
در کسوت معشوق چو آید همه ساز است
زان شعله که از روی بتان ٬حسن برافروخت
قِسـمِ دل عشاق همه ســوز و گــداز است
راهی است ره عشق، به غایت خوش و نزدیک
هر ره که جـــز این است همه دور و دراز است
مستی که خـراب ره عشق است، در این ره
خواب خوش مستیش همه عین نماز است...
فخرالدین عراقی در سال 610 هجری در اطراف همدان به دنیا آمد و در سال 688 در دمشق در گذشت.
به این جهت او را عراقی می خوانند که اهل عراق عجم (اراک،همدان،گلپایگان،اصفهان و نواحی اطراف) بود.
او در میانسالی به خدمت مولانا رسید و در زمره ی مریدان او جای گرفت.
به همین دلیل بسیار از اندیشه های او تاثیر پذیرفته.
مفاهیم اشعار او به عمق مفاهیم مولوی نمی رسد و آنقدرها متنوع نیست،اما زبان شعری عراقی در مجموع لطیف تر از مولوی است و به نظر می رسد از این جهت پیرو سعدی باشد.
در شعرهای او با انسانی جستجوگر مواجه می شویم که هنوز به یقین نرسیده و عشق را به عنوان راه نجات برمی گزیند.
احتمالا حافظ شیرازی با اشعار عراقی آشنا بوده و از آنها تاثیر پذیرفته.
این غزل حافظ با غزل فوق شباهتهایی دارد :
المنته لله که در میکده باز است...
:: بازدید از این مطلب : 734
|
امتیاز مطلب : 82
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18