عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

حضرت محمد

دوان دوان ز فرا سوی نور می آید/ امین ترین کلیمان ز طور می آید

ردای سبز رسالت به دوش خود دارد/ از آسمان نگاهش ستاره می بارد

شتاب پای محمد خلیل آسا بود/شب هلاکت بت های لات و عزی بود

نسیم خنده ی او مژده ی سحر دارد/به دست همت خود پرچم ظفر دارد

شعاع نور جبینش به کهکشان رفته/به مرزهای سماوات بیکران رفته

سپیده طبل افق را مدام می کوبد/مسیر آمدنش را فرشته می روبد

ترانه ی لب او "اقرا باسم ربک" بود/تبسمش می عرفانی ملائک بود

دریده پرده ی شب را به نور سیمایش/حریم خلوت خورشید چشم گیرایش

طنین هر قدمش شادباش می گوید/به زیر هر قدمش سبزه زار می روید

زمین مرید طریق مسیح نعلینش/هزار بوسه زند بر ضریح نعلینش

کران رحمت او وسعت هزاران نیل/به ارتفاع مقامش نمیرسد جبریل

خدا دوباره به عشق نبی تبسم کرد/بهشت قرب خودش را به نام مردم کرد

به گوش می رسد از سمت سرزمین خلود/صدای خواندن چاووش حضرت داوود

بزرگ زاده ی ایل  مبشران بهشت/امیر قافله سالار کاروان بهشت

مسیح مکه شد و روح مرده را جان داد/به مرگ دخترکان عشیره پایان داد

به قوم حق طلبان اذن میگساری داد/سپاه و لشگر ابلیس را فراری داد

مدبرانه به قتل خرافه فتوا داد /به دست غنچه ی لب،حکم جلب غم را داد

خدا کند به نگاهی شویم مقدادش/شویم ساکن خوشبخت شیعه آبادش

خدا کند که بخواهد ابوذرش باشیم/کنار گنبد خضرا ، کبوترش باشیم

بخند حضرت آقا که یاسرت باشم/بهشت هم بتوانم مجاورت باشم

من از تبار ارادت ز کوی سلمانم/هزار مرتبه شکر خدا مسلمانم

به خال حضرت معشوق خود گرفتارم/من از قبیله مجنون ز ایل عمارم

من از پیاله ی دستت شراب می خواهم/برای دار جنونم طناب می خواهم

اگر چه غرق گناهم بیا حلالم کن/سیاه دل نشدم لطف کن بلالم کن

 

 تبیان




:: بازدید از این مطلب : 931
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : دوشنبه 29 خرداد 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران