عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

چقدر خاطـره مـانـده به روی پیـرهنت

 

فضای دشت شده پر ز بـوی پیـرهنت

 

 

 

 


چقدر جـــاذبه دارد حوالـــی گـودال…

چقدر نیزه شده خیره سوی پیرهنت

 

نبوده نیــــزه و تیــری در آن میانه مگر

چشیده بود شراب از سبوی پیرهنت

 

به سـینـه کسـی انگار دست رد نــزده

کریم،مثل خودت،خلق و خوی پیرهنت

 

به غیــــر مـادرمان هیـچ کس نفهمیده...

چرا یکی شده پس پشت و روی پیرهنت
 

دلـــم نمی شود آرام بی تـو یک لحظه

اگـر چه بـوسه زدم مو به موی پیرهنت
 

رسیده وقت نماز و میان این همه زخم

جبیــــره ای شده حالا وضـوی پیرهنت
 

همیشه پیرهن یوسفان شفابخش است

شــــــــفای زخـم دلــــم گفتگـوی پیرهنت

 

حسین ایزدی



:: بازدید از این مطلب : 648
|
امتیاز مطلب : 140
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
ن : bahram3
ت : سه‌شنبه 15 بهمن 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران