عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

 

سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.

ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا میکرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!

یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.

ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه ی فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد:اگر مؤمن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد،از درگاه خدا ناامید نمی شود.

اما خوشحالی مؤمنان و ملای مسجد دیـری نپایید.
صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست!

ملا و مؤمنان چنین ادعایی را نپذیرفتند!
قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید،گلویی صاف کرد و گفت:نمی دانم چه بگویم؟! سخن هر دو را شنیدم:


یک سو ملا و مومنانی هستند که به تأثیر دعا و ثنا ایمان ندارند!
و سوی دیگر مرد شراب فروشی که به تأثیــر دعـا ایمان دارد …!


 "پائولو کوئیلو"




:: بازدید از این مطلب : 969
|
امتیاز مطلب : 31
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 31 خرداد 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران