صبح آن شب(شب معراج)،شيطان خدمت آن سرور آمـد و عرض كرد:
«يا رسول الله! شب گذشته كه به معراج تشريف برديد،در آسمان چهارم طرف چپ«بيت المعمور»
منبرى بود،شكسته و سوخته و به رو افتـاد،آيا شناختى آن منبر را و متوجه شديد كه از كيست؟»
آن حضرت فرمودند:«خيـر؛ آن منبر از كيست؟»
شيطان عرض كرد:
آن منبر از من است و صاحب آن بودم!
بالاى آن مى نشستم و ملائكه پاى منبر من حاضر مى شدند،از براى آنها راه بندگى حضرت منان را مى گفتم.
ملائكه از عبادت و بندگى من تعجب میكردند!
هر وقت كه تسبيح از دستم مى افتاد،چندين هزار ملک بر مى خاستند،تسبيح را مى بوسيدند و به دست من مى دادند.
اعتقاد من اين بود كه خداوند از من بهتر چيزى را خلق نفرموده است؛ولى يک بار ديدم امـر به
عكس شد و رانده درگاه او شدم.و الان كسى از من بدتـر و ملعـون تر در درگاه احديت نيست.
اى محمد صلى الله عليه و آله و سلم! مبادا مغرور شوى و تكبر نمايى،چون هيچ كس از كارهاى الهى آگاه نيست.
:: بازدید از این مطلب : 831
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0