عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

جاده را در ذهن خودم می پیمایم،به امید آنکه روزی تو بیایی،
با خود در اندیشه ی سلامی هستم که چگونه تقدیمت کنم.

اما نجــوایی از درونم میگوید:به چه می اندیشی؟
به تمنای کدامین وصال این چنین بی قراری!
 


مسافر تو اینجاست،میان سینه ات
،او هرگز این کلبه ی محقر تـو را ترک نخواهد کرد.

 




:: بازدید از این مطلب : 793
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : دوشنبه 08 آبان 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران