عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم با آمدن عزرائیل برای انتقال از این عالم آماده شدند.

 


کسی آمد در را محکم کوفت.

فاطمه­ ی زهرا سلام­ الله­ علیها  به در خانه آمدند.پرسیدند: کیستی؟

گفت:من با رسولخدا صلّی الله علیه و آله و سلّم کار دارم می­خواهم حضرت را ببینم.

حضرت زهرا سلام­ الله­ علیها فرمودند:

پیغمبرصلّی الله علیه وآله وسلّم درحالی نیستند که بتوانند ملاقات کنند و نمی­شود.

در را بستند و آمدند.

مقداری،اندک زمانی که گذشت دوباره در به شدّت کوفته شد به گونه ­ای که تمام خانه به لرزه در آمد.

پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم  فرمودند:کیست فـاطمه جـان؟

حضرت زهراسلام­ الله­ علیهاخدمت رسولخداصلّی الله علیه وآله وسلّم عرضه داشتند:

عربی است آمده است و می­ خواهد شما را ببیند.

گفتم امکانش نیست.

فرمودند:نه عزیز من،او عـزرائیل است.

برای قبض روح من آمده است.او هیچ­ جا از کسی اذن نمی­ گیرد.

به حُرمَت تــو در زَد و می­ خواهد با اذن تـو وارد خـانه­­ ی تـو شود.

خـانه­ ای که دیدید بعداً برای ورود به او چه کردند!

عـزرائیل آمد و خدمت پیــامبـر صلّی الله علیه و آله و سلّم سـلام کـرد.

پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم  فرمودند:برای قبض روح من آمدی؟

عرضه داشت: اگر اجازه بفرمایید بله.

فرمودند: صبر کن تا جبرائیل هم بیـاید،تـو با حضور او روح مـرا قبض کن.



:: بازدید از این مطلب : 1014
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 13 فروردین 1393
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران