عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

بر من و تـو روزگاری رفت و عشقی پا گرفت

عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت

 


شادمانی بـود و من بودم،تـو بودی،عشق بـود

عشق و شادی با تـو رفت و غم مرا تنها گرفت

نغمه هامان در گلو بشکست و شادیها گریخت

مرغ رنگین بال عشق ما  ره صحـرا گرفت

بوسه های آتشین بر روی لبهامان فشرد

آشنایی های ما رنگ جدایی ها گرفت

مرغ بخت آمد به بام خانه ام اما پـرید

دولت عشـق تـو را ایام داد اما گرفت

داستان چشم گریان مرا از شب بپرس

ای بسا گوهر که دست غم از این دریا گرفت

جـام لبریـز امیدم را فلک بر خاک ریخت

عشق را از ما گرفت اما چه نازیبا گرفت

از فریب روزگار ایمن مشو کاین بلهوس

بر سکندر داد ملکی را که از دارا گرفت

مهدی سهیلی



:: بازدید از این مطلب : 511
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : سه‌شنبه 30 آبان 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران