عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.

دستت چو نمیرسد به خانم/ دریاب كنیز مطبخی را !

دوغ و دوشاب در نظرش یكیست !

دنیایش مثل آخرت یزیده !

دستش نمک نداره !


دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی !

دارندگیست و برازندگی !

داری طرب كن، نداری طلب كن !

داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه !

دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد !

دانا گوشت میخورد نادان چغندر !

دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه / هر دو جانسوز است اما این كجا و آن كجا !

دایه از مادر مهربانتر را باید پستن برید !

دختر، تخم تر تیزك است !

دختر تنبل، مادر كدبانو را دوست داره !

دخترمیخوهی ماماش را بین --- كرباس میخواهی پهناش را ببین !

دختر همسایه هر چه چل تر برای ما بهتر !

دختری كه مادرش تعریف بكنه برای آقا دائیش خوبه !

درازی شاه خانم به پهنای ماه خانم در !

در بیابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام !

در بیابان لنگه كفش،نعمت خداست !

در پس هر گریه آخر خنده ایست !

در جنگ،حلوا تقسیم نمیكنند !

در جوانی مستی،در پیری سستی، پس كی خدا پرستی ؟!

در جهان هر كس كه داره نان مفت،می تواند حرفهای خوب گفت !

در جهنم عقربی هست كه از دستش به مار غاشیه پناه میبرند !

در جیبش را تار عنكبوت گرفته است !

در چهل سالگی طنبور میآموزد در گور استاد خواهد شد !

در حوضی كه ماهی نیست،قورباغه سپهسالاره !

در خانه ات را ببند همسایه تو دزد نكن !

در خانه اگر كس است یكحرف بس است !

در خانه بیعاره ها نقاره میزنند !

در خانه مور، شبنمی طوفانست !

در خانه هر چه،مهمان هر كه !

درخت اگر متحرک شدی ز جای بجای / نه جور اره كشیدی نه جفای تبر !

درخت پر بار،سنگ میخوره !

درخت پر بار،سنگ میخوره !

درخت كاهلی بارش گرسنگی است !

درخت كج جز بآتش راست نمیشه !

درخت گردكان باین بلندی / درخت خربزه الله اكبر !

درخت هر چه بارش بیشتر بشه، سرش پائین تر میاد !

درد دل خودم كم بود،اینهم قرقر همسایه !

درد، كوه كوه میاد،مومو میره !

در دروازه را میشه بست، اما در دهن مردم و نمیشه بست !

در دنیا همیشه بیک پاشنه نمیچرخه !

در دنیا یه خوبی میمونه یه بدی !

در دیزی وازه، حیای گربه كجا رفته !

در زمستان،الو،به از پلوه !

در زمستان یه جل بهتر از یه دسته گله !

درزی در كوزه افتاد !

در زیر این گنبد آبنوسی،یكجا عزاست یكجا عروسی !

درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی / جمعه به مكتب آورد طفل گریز پای را. ((‌ نظیری نیشابوری ))

در شهر كورها یه چشمی پادشاست !

در شهر نی سواران باید سوار نی شد !

در عفو لذتیست كه در انتقام نیست !

در كار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ! ((‌ حافظ شیرازی ))

در كف شیر نر خونخواره ای / غیر از تسلیم و رضا كو چاره ای ؟

در مجلس خود راه مده همچو منی را /كافسرده دل افسرده كند انجمنی را !

درم داران عالم را كرم نیست / كریمان را بدست اندر درم نیست !

در مسجده،نه كند نیست نه سوزوندنی !

در نمك ریختن توی دیگ باید به مرد پشت كرد !

درویش از ده رانده،ادعای كدخدائی كند !

درویش مومیائی،هی میگی و نمیائی !

درویش را گفتند : در دكانتو ببند دهنشو هم گذاشت !

در، همیشه بیک پاشنه نمیگرده !

درهفت آسمان یک ستاره نداره !

دزد،آب گرون میخوره !

دزد بازار آشفته میخواهد!

دزد باش و مرد باش !

دزد به یك راه میرود،صاحب مال به هزار راه !

دزد حاضر و بز حاضر !

دزد ناشی به كاهدون میزنه !

دزدی آنهم شلغم؟!

دزدی كه نسیم را بدزدد  دزد است !

دست بالای دست بسیار است.(در جهان پیل مست بسیار است...)

دست به دنبک هر كی بزنی صدا میده !

دست بریده قدر دست بریده را میدونه !

دست بشكند در آستین،سر بشكند دركلاه !

دست بیچاره چون بجان نرسد / چاره جز پیرهن دریدن نیست !

دست بی هنر كفچه گدئیست !

دست پشت سر نداره !

دست پیش را گرفته كه پس نیفته !

دستت چربه،بمال سرت !

دستت چو نمیرسد به كوكو،خشكه پلو را فرو كو !

دست تنگی بدتر از دلتنگی است !

دست خالی برای تو سر زدن خوبه !

دست در كاسه و مشت در پیشانی !

دست، دست را میشناسه !

دست دكاندار تلخ است !

دست راست را از چپ نمیشناسه !

دستش به خر نمیرسه پالان خر را بر میدارد !

دستش به دم گاو بند شده !

دستش به عرب و عجم بند شده است !

دستش بدهنش میرسه !

دستش در كیسه خلیفه است !

دستش را به كمرش گرفته كه از بیگی نیفته !

دستش شیره ایست یا دستش چسبناک است !

دستش را توی حنا گذاشت !

دست شكسته بكار میره، دل شكسته بكار نمیره !

دست شكسته وبال گردنه !

دست كار دل و نمیكنه و دل كار دست و نمیكنه !

دستش كجه !

دست كه به چوب بردی گربه دزده حساب كار خودشو میكنه !

دست كه بسیار شد بركت كم می شود !

دست ما كوتاه و خرما بر نخیل.(پای ما لنگ است و منزل بس دراز) (حافظ شیرازی)

دست ننت درد نكنه !

دست و روت را بشور منم بخور !

دست و رویش را با آب مرده شور خانه شسته است !

دستی را كه حاكم ببره خون نداره یا دیه نداره !

دستی را كه نمیتوان برید باید بوسید !

دستی را كه از من برید،خواه سگ بخورد خواه گربه !

دشمنان در زندن با هم دوست شوند !

دشمن دانا بلندت میكند /بر زمینت میزند نادان دوست !

دشمن دانا كه غم جان بود / بهتر از دوست كه نادان بود.(نظامی )

دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد.(دانی كه چه گفت زال با رستم گرد) (سعدی)

دعا خانه صاحبش را میشناسد !

دعا كن (الف) بمیره یا دعا كن بابات بمیره !

دعوا سر لحاف ملا نصرالدین بود !

دلاكها كه بیكار میشوند سر هم را میتراشند !

دل بیغم دراین عالم نباشد/ اگر باشد بنی آدم نباشد .

دل سفره نیست كه آدم پیش هر كس باز كنه !

دلش درو طاقچه نداره !

دلم خوشه زن بگم اگر چه كمتر از سگم !

دلو همیشه از چاه درست در نمیاد !

دماغش را بگیری جانش در میاد !

دم خروس از جیبش پیداست !

دمش را توی خمره زده است !

دندن اسب پیشكشی را نمیشمارند !

دنده را شتر شكست،تاوانش را خر داد !

دنیا پس از مرگ ما،چه دریا چه سراب !   

دنیا دمش درازه !

دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش !

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : پنج‌شنبه 26 مرداد 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران