عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :


اعتدال در مصرف كه يكى از ويژگیهاى بندگان ممتاز الهى است،كه در ميانه دو چهره قرار گرفته است،نخست جنبه افراطى آن است‏ كه از آن به اسراف و تبذير ياد مى‏ شود كه بيان گرديد،دوم جنبه ‏تفريطى آن است كه چهره تفريط اعتدال در مصرف است كه از آن به‏ تقتير يا سخت‏گيرى و زندگى رنج‏ آور تعبير میگردد،اسلام دين سمحه‏ و سهله است،هرگز حاضر نيست كه مسلمانان در سختى و رنج اقتصادى‏ زندگى كنند،بايد با كار و كوشش و سرپنجه تدبير،شكل زندگى را به شيوه ‏اى تبديل كرد كه موجب وسعت در زندگى و آسايش گردد.

پيامبراكرم(ص)همان گونه كه از اسراف جلوگيرى میكرد،به‏ موازات آن از اقتار و سخت‏گيرى در زندگى،نهى مى‏نمود.

رسول‏ اكرم(ص)فرمود: «ان من سعاده المرءالمسلم ان يشبهه ولده،والمراءه الجملاء ذات دين، والمركب الهنى والمسكن الواسع.»

از سعادت و خوشبختى انسان مسلمان آن است كه داراى فرزندى كه‏ در نيكى،شبيه به خود بوده و نيز داراى همسر زيبا و ديندار،و مركب راهوار و خانه وسيع باشد.»

در ماجراى ابولبابه كه به خاطر كشف يک راز نظامى حكومت اسلامى‏ در نـزد يهوديان،به گناه خود پى برد و تـوبه حقيقى كرد و پس ازمدتى آيه 102 سوره توبه در پذيرش تـوبه او از جانب خداوند نازل ‏شد،پيامبر(ص) با تلاوت آن آيه،به او بشارت داد.ابولبابه به‏ پيامبر(ص)عرض كرد:اجازه بده به شكرانه قبول شدن توبه ‏ام،نصف‏ اموالم را انفاق كنم،پيامبر(ص)اجازه نداد،او عرض كرد: اجازه ‏بده يک سوم آن را انفاق كنم،پيامبر(ص)اجازه داد.

اين كه پيامبر(ص)اجازه انفاق نصف اموالش را نداد،بر اين اساس‏ بود كه او و خانواده ‏اش گرفتار سختى و تنگنا در معيشت نگردند.

در روايت ديگر آمده:

يكى از مسلمانان مدينه داراى چند كودک‏ بود،و شش غلام داشت،در بستر مرگ قرار گرفت،قبل از مرگ خود به‏ خاطر جلب پاداش‏ هاى الهى،شش غلامش را آزاد نمود.پس از آن كه ازدنيا رفت،مسلمانان پس از غسل و تكفين،او را به خاک سپردند،سپس ماجراى او را در مورد آزادسازى غلامان،و فقر فرزندانش به‏ آن حضرت خبر دادند،پيامبر(ص)فرمود:«لو علمت ما دفنته مع اهل‏ الاسلام،ترک ولده يتكففون الناس;اگر من اطلاع مى‏ يافتم نمى‏ گذاشتم‏ جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد،زيرا او كودكان خود را از ثروتش بى‏ نصيب نمود،و آنان را فقير و بى‏ پناه گذاشت،تا دست گدايى به سوى مردم دراز كنند.»

اين ماجرا در عين آن كه بيانگر نكوهش اسراف در انفاق است،نيز حاكى از آن است كه نبايد موجب سختى و فشار در زندگى اعضاء خانواده شود.بلكه بايد اعتدال در مصرف را با توجه به همه‏ جوانب رعايت نمود.

ماجراى انتقاد شديد حضرت على(ع)در شهر بصره از يكى از شيعيان‏ به نام «عاصم‏» كه از جامعه دورى نموده و گرفتار اقتار و سخت‏گيرى به خود و خانواده ‏اش شده بود نيز شاهد گويايى بر نكوهش‏ سخت‏گيرى در شوون اقتصادى و معيشت زندگى است،و مسلمانان بايد از هرگونه افراط و تفريط اجتناب نمايند.

اين بحث را با ذكر ماجراى جالب زير به پايان مى‏بريم:

امام كاظم(ع)خانه‏ اى براى غلام آزاد شده خود خريدارى كرد،به ‏او فرمود: «به آن خانه برو و در آنجا زندگى كن،زيرا خانه تو تنگ و كوچک است.»

غلام گفت:

«همين خانه‏ اى كه در آن سكونت دارم كافى و خوب است،گرچه تنگ و محقر است،ولى از پدرم به يادگار مانده،از اين رو در همين خانه مى‏ مانم.» امام كاظم(ع)به او فرمود: «ان كان‏ابوک احمق ينبغى ان تكون مثله‏» آيا اگر پدرت احمق بود،تو هم‏ مى‏ خواهى مثل او باشى؟


 




:: بازدید از این مطلب : 1010
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 28 تیر 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران