خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطـر شعر شبانه
***********************
نـرو تنهام نـزار با درد و غـم هام
اگه چه دلخوری از خیلی حرفام
به قـرآنـی کـه از سایش گذشتم
به مـرگ هر دوتامون خیلی تنـهام
****************************
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و بـرف نـا امیـدی بـر سـرم یکـریــز می بارد
چگونه بگـذرم از عشـق،از دلبستگی هایم؟
چگونه میروی با اینکه می دانی چه تنهایم؟
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصـه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بــر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تـو را می سـپارم به دامان دریـا
اگر شب نشینم،اگر شب شکسته
تـو را می سـپارم بـه رویای فـردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سـپارم تـو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صـدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سـبز رفتـی اگر زرد ماندم
:: بازدید از این مطلب : 380
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0