عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل ســـودازده از غصه دو نیـم افتادست

چشم جــــادوی تــو خود عین سواد سحر است
لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست

در خــم زلف تو آن خال سیه دانی چیست
نقطــه دوده که در حلقـه جیـــم افتادست

زلف مشکین تـــو در گلشن فـردوس عذار
چیست طاووس که در باغ نعیـم افتادست

دل من در هـوس روی تـــــو ای مونس جــان
خاک راهیست که در دست نسیم افتادست

همچو گرد این تن خاکی نتواند برخاست
از سر کوی تو زان رو که عظیـم افتادست

ســایه قـد تـــــو  بر قالبـــم ای عیسی دم
عکس روحیست که بر عظم رمیم افتادست

آن که جــز کعبه مقامش نبد از یاد لبت
بر در میکده دیــدم که مقیـم افتادست

حـافظ گمشده را با غمت ای یار عزیــز
اتحـادیست که در عهد قدیم افتادست




:: بازدید از این مطلب : 1081
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 05 فروردین 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران