عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

شبى در بیابان مکه،از بی‌خوابی پای رفتن‌ام نماند.

سر بنهادم و شتربان را گفتم:دست از من بدار).  

پاى مسکین پیاده چند رود؟ * کز تحمل ستوه شد،بُـختى(۲)

تـا شود جسم فـربهى لاغـر * لاغـرى مـرده باشد از سختى 

ساربان گفت:اى برادر! حرم در پیش است و حرامى در پس(۳).

اگر رفتى،بـردى و گر خفتى،مردى. 

 

خوش است زیر مغیلان  به راه بادیه خفت*شب رحیل، ولى ترک جان بباید گفت (۴)

توضیحات:

 (۱) دست از من بدار: آسوده‌ام بگذار و دست از سرم بردار

(۲) بختی:(به ضم اول) نوعی شتر دوکوهانه‌ی قوی‌هیکل خراسانی‌ست.سعدی درجای دیگر گوید:«ما به سختی نمردیم و تو بر بختی بمردی!».معنی بیت:راهی را که شتر قوی به سختی می‌پیماید،ضعیف پیاده‌پای چه‌طور طی کند؟

 

(۳) حرم:(این‌جا) مکه * حرامی: دزد و راهزن

(۴) مغیلان: درختی‌ست خاردار * رحیل: عزیمت * معنی بیت: خسته‌گی سفر را شباهنگام با خفتن به زیر درخت مغیلان به در کردن،نکوست،اما باید خطر حمله‌ی رهزنان و ناگزیر،مرگ را نیز به جان خرید





:: بازدید از این مطلب : 423
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
ن : bahram3
ت : دوشنبه 02 اردیبهشت 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران