زندگی سه چیز است:
اشکی که خشک می شود،لبخندی که محو می وشد،یادی که می ماند.
درد مـرا شمعی می فهمد که برای دیدن یک چیـزِ دیگر آتشش می زنند.
آتش روشن کردم و عهد کردم تا خاموش شدنش دعایت کنم،می دانم به آنچه خواهی میـرسی. چرا که من هر بار یک هیـزم اضافه می کنم.
شیشه های شکسته تعویض می شوند...
پل های شکسته،تعمیر...
آدم های شکسته،فراموش !
اینکه مرتب خودتو به دیگری یادآوری کنی تا فراموش نشی،عجیب غم انگیزه !
دیگر صاف راه نمیروم !
مهم نیست بگویند:سالم نیستم،مهم این است تتو میدانی غم نبودنت کمرم را خم کرده...
:: بازدید از این مطلب : 412
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0