عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :



یاد دارم در غــروبی سرد سرد !
میگذشت از كوچه ما دوره گرد!


داد میــزد: كهنـه قالی می خرم !
دست دوم جنس عالی می خرم!


كاسه و ظرف سفالی می خرم!
 گر نداری،كـوزه خالی می خرم!

اشک در چشـمان بـابـا حلقـه بست،
عاقبت آهی كشید بغضش شكست:

 


اول ماه است و نـان در سفره نیست،

 ای خدا شکـرت ولی این زندگیست؟



بوی نان تازه هوشش برده بود!
اتـفــاقــاً مــادرم هـم روزه بـود،


خواهرم بی روسری بیــرون دوید!
 گفت:آقا سفره خالی می خرید؟




:: بازدید از این مطلب : 432
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 28 اردیبهشت 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران