عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :


دلـــــم را چـون اناری کاش یک شب دانه می کردم
به دریــــــــا می زدم در باد و آتش خـــانه می کردم

چه می شد آه ای موسای من، من هم شبان بودم
تمام روز و شب زلــف خـــــــدا را شـــــانه می کردم

 

نه از ترس خــدا، از ترس این مـــردم به محرابم
اگر می شد همه محـــراب را میخانه می کردم

اگر می شد به افســـانه شبی رنگ حقیقت زد
حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم

چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد
چه بازی ها که هر شب با دل دیــــــــــوانه می کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوبتـــــر می شد
اگر از مــرگ هم چون زندگی پــــــروا نمی کردم

سرم را مثل سیبی سرخ صبحی چیده بودم کاش
دلم را چون اناری کاش یک شب دانــــــه می کردم

 

 

علیرضا قزوه





:: بازدید از این مطلب : 1185
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 13 مرداد 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران