مـا را همه رهـ ز کوی بـد نامی بـاد
وز سوختـگان بهــره ی ما خامی بـاد
نا کامی ما چو هست کام دل دوست
کامــــ دلــــ مـــا همیشه ناکامـی بـاد
همیشه دور نماها
خواستنی ترند
مثل سراب
مثل فردا
مثل تو
با هم باشیم نه یک سال بلکه یک عمــــر
بگذار آوازه ی با هم بودنمان چنان در شهر بپیچد
که روسـیاه شـوند آنان که
بـر سر جـدایـی مان شرط بستــه بودند
در راه تــو بی اراده رفتـن خـوب است
در چشم تـو بی افاده رفتن خوب است
جـایـی که همه فکـر سـواری هستنـد
دنبــال دلـــــم پیـــاده رفتن خوب است
نوشته ها بهانه است
فقط می نویسم که یادآوری کنـم به یادتـم
باورش با تــو
سیب هنوز هم شیرین است
هنوز هم آدم بهشت را به لبخند حوا می فروشد،
شیطان بهانه بـود
حرفی نــــزنی طاقت جنجــال ندارم
بدجور شکسته ست دلم حال ندارم
درهای قفس باز و دلــم عاشق پرواز
از حـس پــریــدن پــــرم و بـال نـدارم
:: بازدید از این مطلب : 706
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0