عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

 

دوستت دارم شاهدی ندارم جز کوچه پس کوچه های خلوت دل!

*****************

تنگی نفست را،نینداز گردن آلودگی،دلت را ببین،کجا گیر کرده…

*****************

زندگی ابرهایی است با نام وفا  میریزد به جویی به نام صفا

میرود به رودی به نام عشق  میرسد به دریایی به نام وداع

*****************

سرنوشتم اگر اینست که می بینم حکم تغییر قضا را به که باید گفت؟

آی خط خوردگی صفحه پیشانی من! این همه خط خطا را به که باید گفت...؟

*****************

ز


 

*****************

بگريد و سوزد و نابود شود

  آنکه چون شمع بخندد به شب تار کسی

بی گمان دست در آغوش نگارش ببرند

آنکه يک بوسه ستاند ز لب يار کسی  

*****************

  مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن،نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن

زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست،بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن.

*****************

زین شاخه به آن شاخه پریدن ممنوع،در ذهن بجز تـو آفریدن ممنوع

غیر از تو ورود دیگران در قلبم،عمرا،ابدا،هیچ،اکیدا،ممنوع!

*****************

با تو زمستان هم لحظه ها شکوفه می زنند انگار که هر ثانیه آغاز بهاری است

برای رسیدن به  تــو

*****************

آری آغاز دوست داشتن است گر چه پایان راه نا پیداست

من به پایان دگر نیند یشم که همین دوست داشتن زیباست

*****************

آنگاه که آوار تنهایی روحت را در هم شکست،گوشه ی قلبت را بنگر،

من آنجا به انتظارت هستم

*****************

کاش می شد در سایه ی مـژگانت،لحظه ای به

تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم

*****************

جانا ز دست عشق تـو،یک دم نباشد راحتم

هر شب خیـالت را کشم،ای ماه تابان در برم

*****************

مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت.روان پزشک پاسخ داد:در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی،مرد لبخند تلخی زد و گفت:من همان دلقکم!!!

*****************

بی تـو آغاز می کنم من روزهای زرد را

اشک و آه و نالـه ها و درد را

می نویسم بی تو بودن های من پایانم است

بی تو حامل می شوم اندوه و اشک سرد را

*****************

روزگاری او را می جستم، خود را می یافتم اکنون خود را می جویم، او را می یابم


*****************

من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم

*****************

از لحظه های طی شده حظی نبرده ایم / خود را  به دست  شاید و اما  سپرده ایم

بشمار لحظه لحظه ی  عمر  گذشته را / هر چند ســــال بـود  همانقدر  مرده ایم

*****************
گفتی به ماه نگاه کن یاد من باش به یاد لحظه های سرد من باش

انگار روزو شبم بی ماه نمیشه به خدا یادتم بی ماه همیشه

*****************

یه روز معلم پرسید که عشق چند بخشه:

زود دستمو بردم بالا و گفتم:

یه بخشه ولی وقتی تو رو دیدم فهمیدم که عشق سه بخشه...

1.آتش دیدن تـو  2.شوق با تـو بودن۳. و اندوه بی تـو بودن

از دل کوچه گذشتم از میون جاده ی خیس

این مسیر بدون برگشت که واسم هیچ آشنا نیست

میخوام آرامش بگیرم من که تو غصه اسیرم

حق من نیست مثل سایه توی تنهایی بمیرم…

سلامت میکنم ای غنچه ی راز / تـو بودی از برای عشقم آغاز

تویی تنها دلیل زنده بودن / ندارم طاقتت با چشم در ناز

 *****************

 


 

 

 


 



:: بازدید از این مطلب : 1331
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران