عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

یک حکایت عبرت آموز


نقل است "شاه عباس صفوی"رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد و دستورداد تا در سر قلیان­ها بجای تنباکو، از سرگین اسب استفاده نمایند.
میهمان­هامشغول کشیدن قلیان شدند! و دود وبوی پهنِ اسب فضا را پرکرد،اما رجال-از بیم ناراحتی‌ شاه-پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی  در عمرشان،تنباکویی به آن خوبی‌ نکشیده اند!

شاه رو به آنها کرده وگفت:«سرقلیان­ها با بهترین تنباکو پر شده اند،آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است»همه ازتنباکو وعطر آن تعریف کرده وگفتند:«براستی تنباکویی بهتر از این نمی‌توان یافت»
شاه به رئیس نگهبانان دربار-که پک‌های بسیار عمیقی به قلیان می­زد-گفت:«تنباکویش چطور است؟»رئیس نگهبانان گفت:«به سر اعلیحضرت قسم،پنجاه سال است که قلیان می‌کشم،اما تنباکویی به این عطر  و مزه ندیده ­ام!»

شاه با تحقیر به آنها نگاهی‌ کرد و گفت:
مرده شوی تان ببرد که به خاطر حفظ  پست و مقام،حاضرید بجای تنباکو،پِهِن اسب بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه کنید.

 




:: بازدید از این مطلب : 411
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : شنبه 10 فروردین 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران