
:: بازدید از این مطلب : 1847
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
ن : bahram3
ت : جمعه 26 اسفند 1390
|
|

امام عسكرى(سلام الله عليه):
خَيرُ إخوانِكَ مَن نَسِيَ ذَنبَكَ، وذَكَرَ إحسانَكَ إلَيهِ.
بهترين برادر تو آن كسى است كه گناه و خطاى تو را به خود،فراموش كند.
ميزان الحكمة: ح 288
:: بازدید از این مطلب : 1493
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 26 اسفند 1390
|
|
:: بازدید از این مطلب : 1966
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 26 اسفند 1390
|
|














:: بازدید از این مطلب : 2295
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 26 اسفند 1390
|
|
به بوی گل سرخ خونین لبی،من از کوچه هایی گذر کرده ام
به داغ دل لاله ها ی جـــوان،من از کوچه هایی گذر کرده ام
غربیـــانه هایی که نشکفتـه در کوچــه ها نام دارند هنـــــوز
به یاد شقایـق ترین خانه ها،من از کوچه هایی گذر کرده ام
چــو در کوچه های زمــان پسین ،گذر کـردم و یافتم همنفس
به دیدار یاران خـون خفته ای ،من از کوچه هایی گذر کرده ام
از این تنـــگ برجـــهای بی روح روئیـــده در آب و نان سیــــاه
به دلتنگی خانه هایی چو نور،من از کوچه هایی گذر کرده ام
در این ازدحـــام نفس گیر بی روح پـــر زرق و برق جـاده ها
به خلوتگه انس آلاله های پسین،من از کوچه هایی گذر کرده ام
به هر جســم آکنده از ثــروت ناروا مانده در آهنین کوچــه ها
به شوق رسیدن به کوی صفا من از کوچه هایی گذر کرده ام
در این های و هوی فریبـای جاه و مقام در دل سازه های بلند
به سوی نشانی ز کوی صداقت من از کوچه هایی گذر کرده ام
کنـــار لاله های بخــون خفته ای،خفتـه شد مــادری در سکوت
به دنبال گلخانه شاهدان پسین من از کوچه هایی گذر کرده ام
تقدیم به ننه علی(مادر شهید)روح بلندی که در کنار لاله ها زیست و تا آرمید
:: بازدید از این مطلب : 1073
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 26 اسفند 1390
|
|
بابا بیا که بی تو بهارم خزان شده
غمهای تو، درون دل من نهان شده
بابا ببـیــن که ز الطاف رأس تــو
این دختر سه ساله چه قامت کمان شده
از درد و داغ جدایی ز باغ عشق
خونی به قلب مست امام زمان شده
این خشک مزرعه ی قلب پر غمم
با دیدن جمال تو همچون جنان شده
اینک به ببین که روبروی چشم خیس من
گلبرگ های یاس دلم بر سنان شده
هر تار موی خواهر تو می شود سپید
با تو نگفته ام که چرا او چنان شده
این قلب پیر سه ساله در این دیار
با دیدن جمال تو بر نی جوان شده
داری به خاطرت چقدر راز گفته ای
هر آنچه گفته ای پدر من همان شده
بابا چه کرده ام که در این لحظه های خوب
لطف و کرامتت به دلم بی کران شده
این، چند بوسه های پر از مهر دخترت
حالا برای رأس شما ارمغان شده
اندک زمان عمر من عاشق خدا
با عشق پر ز داغ شما جاودان شده
جعفر ابوالفتحی
:: بازدید از این مطلب : 1706
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 26 اسفند 1390
|
|
گريه بس كن كه دوباره طرفت می آيند
باز بـا ظــربـه شــلاق به مصـــافت آيند
قطـــره اشك تو درمان نكند دختر جان
به جز آن لاله گوشت كه خون می آيد
چهره ســـرخ توانگاركه عادت كرده
به همان ضــربه دستی كه ناگاه آيد
من بميرم وفدايت شوم ای عمه جان
قد خم،چادر خاكی چه به تو می آيد
تو سه سال داری واندازه من صبر داری
اندكی صبــر صدای پدرت می آيد
چهره دختر ارباب كمی شاد بشد
چون كه اين مژده شنيدس پدرش مي آيد
عمه جان حرف غذا كه به لب ناوردم
اين طبق چيست كه دارد به برم می آيد؟
گريه بس كن كه دارند طرفت می آيند
پدرت آمده برخيز كه با سر آيد
عمه جان گو كه چه آمد به سر بابايم
بدنش كو؟ چه رخ داده كه با سر آيد؟
نكند شمر...درست است خودم هم ديدم
دست بر خنجــر و بر سمت تنی می آيد
گريه بس كن كه دوباره طرفت می آيند
باز با ظـــربـه شـــلاق به مصـــافت آيند
سید محسن هاشمی
:: بازدید از این مطلب : 1681
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 26 اسفند 1390
|
|
من با حسین تشنه لب اسرار دارم
این لحظه ها با زینبــم هم کار دارم
از داغ روز سر بریـــدن جــان مادر
اینک بـرای تـــو دل خونبـــار دارم
آنقدر بر مسمار این در خیــره منگر
من خاطراتی بد از این مسمار دارم
بر سینه ی بشکسته ام انگار دیدی
یک یادگاری از در و دیــوار دارم
امشب برای گریه بر پیراهن تو
چشــم تمام عالمین را یار دارم
پیراهنت را می ربایند ای حسینم
بر گـریه بر پیــراهنت اصــرار دارم
از من کفن می خواهی ای فرزند نیکم؟
صندوق بیـتــم را بگـرد انگار دارم
یک سر به انبار درون خانه زن که
پیراهنی کهنه در آن انبــار دارم
در این تنفس های پایانی عمرم
من حرفـهایی از سر تکرار دارم
رأست به نیزه می رود ای جان مادر
از داغ رأست دیدگانی تــار دارم
قنفذ مرا یکجور دیگر زد به والله
از لطف پایش یک تن بیمـار دارم
یک ضربه بر پهلو و چندین بار سیلی
از ضــربه هـای دشمنــم آمــار دارم
جعفر ابوالفتحی
:: بازدید از این مطلب : 1589
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 26 اسفند 1390
|
|
خسته ام از آرزو ها،آرزوهای شعاری
شوق پــرواز مجازی،بالهای استعاری
حظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی، زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پایین
سقف های سرد و سنگین، آسمانهای اجاری
با نگاهی سر شکسته، چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته،خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده، میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی، پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری
رو نوشت روزها را، روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری
عاقبت پــرونده ام را، با غبــار آرزو ها
خاک خواهد بست روزی،باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری
:: بازدید از این مطلب : 1604
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 24 اسفند 1390
|
|
گفتی که به احترام دل باران باش
باران شـــدم و به روی گل باریدم
گفتی که ببــوس روی نیلـوفــر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم
گفتی که ستاره شو دلی روشن کن
من همچــــو گل ستــــاره ها تابیــدم
گفتی که برای باغ دلپیچک باش
بـر یاسمن نگـــاه تـــو پـیـچیــدم
گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریا شدم و تـو را به ساحل دیـدم
گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش
مجنـــون شــدم و ز دوریـت نـالیــــدم
گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز
گل دادم و با تــــــو سخت رویـیــدم
گفتی که بیـا و از وفایت بگذر
از لجه ی بی وفاییت رنجیـدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشـــق را فهمیـدم
:: بازدید از این مطلب : 1418
|
امتیاز مطلب : 33
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 24 اسفند 1390
|
|
|