ای حُسن یوسف دکمه ی پیراهن تـو
دل می شکوفد گل به گل از دامن تـو
جز در هوای تـو مرا سیر و سفر نیست
گلگشت من دیــدار سـرو و سوسن تـو
آغاز فروردین چشمت،مشهد من
شیراز من،اردیبهشت دامن تـو
هر اصفهانِ ابرویت نصف جهانم
خرمای خوزستــانِ من خندیدن تـو
من جز برای تـو،نمی خواهم خودم را
ای از همه من های من بهتـــر،من تـو
هرچیز و هر کس رو به سویی در نمازند
ای چشــم های من،نمـازِ دیـدنِ تـو !
حیـران و سرگردان چشمت تا ابد باد
منظـومه ی دل بـر مــدار روشن ِتـو...
قیصر امین پور
:: بازدید از این مطلب : 915
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1



:: بازدید از این مطلب : 1573
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اسماعیل بن عباس هاشمی میگوید:
در روز عیدی به خدمت حضرت جواد(ع) رفتم،از تنگدستی به آن حضرت شکایت کردم.
حضرت سجاده خود را بلند کرد،از خاک قطعه ای از طلا گرفت.
یعنی خاک به برکت دست حضرت به پاره ای طلای گداخته مبدل شد.
آن را به من عطا کرد.من آنرا به بازار بردم شانزده مثقال بود.
اثبات الهداه،ج۳،ص ۳۳۸ - بحارالانوار،ج ۵۰ ،ص ۴۹
مدینه المعاجز،ج ۷،ص۳۷۳
موسوعه الامام الجواد(ع)،ج۱،ص۲۵۳
:: بازدید از این مطلب : 1174
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


:: بازدید از این مطلب : 1008
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شب طلبه جوانی به نام محمدباقر در اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست وبا انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد.دختر گفت:شام چه داری؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بـود آورد و سپس دختـر در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد به مطالعه خود ادامه داد.
از آن طرف چون این دختر فراری شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا فرار کرده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند.
صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمدباقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و...محمدباقر گفت:شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد.شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمدباقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟
محمدباقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و...لذا علت را پرسید طلبه گفت:چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا،شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.
شاه عباس از تقـوا و پرهیزکاری او خوشش آمد و دستـورداد همین شاهزاده را به عقد میـر محمدباقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی میدارند.از مهمترین شاگران وی میتوان به ملا صدرا اشاره نمود.
نفس اماره یکی ازعواملی است که انسان
را به ارتکاب گنـاه وسوسه می کند.
قرآن کریم می فرماید:نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند«سوره یوسف آیه 53»انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه میبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط می کند و به جایگاه ارزشمندی می رساند.
کتاب آموزه های وحی در قصه های تربیتی،مؤلف عبدالکریم پاک نیا.
انتشارات فرهنگ اهل بیت
:: بازدید از این مطلب : 1142
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

تـو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش تـوی اتوبوس نشسته بودم.
یه دختـر کوچولوی 8-9 ساله هم به خاطر نبـود جـا دور از مامانش نشسته بـود رو صندلی ته اتوبوس.
دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر عربی سرش کرده بود.
خانـوم بـدحجابی که پیش دختـر کوچولو نشستـه بـود و خودشو باد میـزد با افسوس گفت:
(توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟
از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس...
تـو گرمت نمیشه بچه؟)
همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده میشدیم.
دختر کوچولو گره ی روسری اش رو سفت تر کرد و محکم و با اقتدار گفت
چرا گرممه...ولی آتیش جهنم از تابستون امسال خیلی خیلی گرم تره...)
دختر کوچولو پیاده شد و اون خانم بدحجاب سخت به فکر فرو رفت
به نقل از تندر
مشتاق
:: بازدید از این مطلب : 1061
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
امام علی(ع):
هرگاه به تـو خوبی شد
آنـرا بگــو
و هر وقت تـو خوبی کردی
آن را فراموش کن.
مستدرک الوسایل.ج 12.ص36
:: بازدید از این مطلب : 1515
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

:: بازدید از این مطلب : 942
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

:: بازدید از این مطلب : 997
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دكتر»ویوینی»بیولوژیست فرانسوی و مؤلف كتاب«روزه»میگوید:قبل از ذكر این آمار،نكات چندی راباید یادآوری كنم:پرسشنامههای ما برای حدود یک هزار نفر ارسال گردیده و تحقیقات ما درباره اثرات روزهداری مدت سه سال ادامه داشته است و تا امروز(تاریخ نشر مقاله در مجله)تعداد 279 جواب دریافت داشتهایم و 138 فقره از پرسشنامهها به علت تغییر آدرس و 14 پرسشنامه به علت فوت طرف،برگشت داده شدهاند،یعنی به عبارت دیگر9/56 درصد از مریضها به پرسشنامهها جواب ندادهاند.با وجود این كه چنین امری تا حدودی مأیوسكننده است اما مقایسه نسبی باموارد مشابه نشان میدهد كه 43/1درصدجواب،خود یک توفیق قابل ملاحظهای بوده است .
به این ترتیب نتیجه روزه(و درمانهای طبیعی)بین اشخاصی كه به پرسشنامه ما جواب ندادهاند برای ما كاملاً ناشناخته است.به همین لحاظ میگوییم كه سهم افرادی كه به پرسشنامه پاسخی ندادهاند برحسب این كه شخص طرفدار یا مخالف این سیستم درمانی باشد میتواند به صورتهای مختلف مورد تعبیر واقع شود.
در مبحث حاضر فقط به اتكای حقایق مسلم و نكات شناخته شده و استنباط از آنها خواهم پرداخت.
از طرف دیگر ما پرونده و سوابق مربوط به این امر را دقیقاً مطالعه میكنیم،بنابراین در عرض چند ماه،آماری در مورد كیفیت و جریان درمان و نتایج فوری آن خواهیم داشت.لازم است یادآوری شود كه 279 پاسخ رسیده در واقع مربوط به 319 مورد درمان با روزه بوده است،زیرا بعضی از بیماران دو یا سه دفعه به درمان پرداختهاند بعضی از بیماران ناراحتیهای پیچیده و بغرنجی از قبیل بیماریهای گوارشی و بیماریهای مجاری ادراری-تناسلی-روماتیسم داشتهاند،از این رو جمع كل حالات و دفعات مورد مطالعه در جریان درمان با روزهداری به 319 مورد بالغ میشود.
آمارها اغلب مورد انتقاد واقع شدهاند زیرا بسته به نوع تعبیر و تفسیری كه از آنها به عمل میآید،میتوان استنباطهای مختلف و متفاوتی از آنها نمود و له و علیه موضوعی كه مورد توجه است به آنها استناد كرد.آماری كه در سطور زیر ذكر میشود به صورت عینی و بدون كوچكترین تفسیر آورده شده و به حد كافی گویا و روشن هستند.
پرسشنامههای ارسالی شامل سؤالات زیر بود:
.1چرا به روزه گرفتن (رژیم مطلق یا نسبی) اقدام كردهاید؟
2.دوران درمان با روزه را چگونه تحمل كردهاید؟
3.نتیجه این درمان چه بوده است؟ آیا فوری و بلافاصله پس از درمان یا تا شش ماه بعد از آغاز درمان نتیجه داده است؟
.4بعد از پایان برنامه روزه گرفتن (رژیم مطلق یا نسبی) به توصیههایی كه در مورد مراعات وضع تغذیه داده شده عمل كردهاید؟
.5اگر بعد از پایان درمان،آزمایشهای پزشكی و یا عكسبرداری به عمل آوردهاید،میتوانید نتایج آنهارابرای ما بفرستید تا بتوان آنهارا با مداركی كه قبلاً در اینجا ازشما گرفته شده مقایسه كرد؟
:: بازدید از این مطلب : 1012
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0