عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

آن روز صبح یک دسته صورتحساب تازه رسیده بـود.

نامه شرکت بیمه،از لغو شدن قرارداد هایشان خبر می داد.

 

 

زن آه کشید و با نگرانی از جا برخاست تا شوهرش را در جریان بگذارد.

آشپزخانه بـوی گاز می داد.

 

 

روی میز کار شوهرش نامه ای پیدار کرد.

 

«...پول بیمه عمر من برای زندگی تـو و بچه ها کافی خواهد بود...»


نوشته Monica Ware

 

ترجمه گیتا گرگانی

 




:: بازدید از این مطلب : 415
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : چهارشنبه 07 فروردین 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران