عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

چندتا از بچه ها،کنار آب جمع شده بودند.

یکی شون،برای تفریح،تیراندازی میکرد توی آب.

زین الدین سر رسید و گفت: «این تیـرها،بیت المالِ.حرومش نکنین.»

 

 

جواب داد «به شما چه؟» و با دست هُلش داد.

زین الدین که رفت صادقی آمد و پرسید «چی شده؟»

بعد گفت:«می دونی کی رو هُـل دادی اَخَوی؟»

 

دویده بـود دنبالش برای عذرخواهی که جوابش را داده بود

«مهم نیس.من فقط امر به معروف کردم.گوش کردن و نکردنش دیگه با خودته.»

 

 

برگرفته از کتاب یادگاران ص:56

 


 

 



:: بازدید از این مطلب : 633
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : یکشنبه 25 فروردین 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران