مرغ،آهنگ جدایی ساز کرد
ناگهان از سفره ام پرواز کرد
از فراقش قلب بشقابم شکست
قاشق و چنگال من در غم نشست
دید او فیش حقوقم را مگر؟
کاین چنین از پیش من بگرفت پر
مرغکم رفتی تو از پیشم چرا
کردی از پیش خودت کیشم چرا
من به تو خیلی ارادت داشتم
حشر و نشری با کبابت داشتم
خاطراتت مانده در کنج اجاق
سوخت قلب دیگ تفلون از فراق
ران و بال و سینه ات یادش بخیر
قلب چون آیینه ات یادش بخیر
با سس قرمز چه زیبا می شدی
خوب و دلچسب و دلارا می شدی
ای فدای ژامبون رنگین تـو
سوپ های داغ و آن ته چین تو
ناز کم کن پیش ماها هم بیا
لطف کن،یک شام،اینجا هم بیا
دستمان از گوشت دور است ای نگار
پس تو دیگر اشکمان را در نیار
زندگی بی تو جهنم می شود
سکته،اسبابش فراهم می شود
ای فدای قُد قُدایت باز گرد
این دل و جانم فدایت باز گرد
بی تو باور کن که مردن بهتر است
از جهان تشریف بردن بهتر است
از خر شیطان بیا پایین عزیز
عشوه کم کن،زهر در جامم مریز
تازگی از دیگــــــران دل می بری
هرکه بامش بیش،با او می پری
در نبودِ هیکل زیبـــای تـو
دلخوشم با سنگدان و پای تـو
پس چه شد آن بال های خوشـگلت
لک زده است این دل برای شنسلت
ذهن یخچالم پُر است از یاد تـو
بازگرد ای خوشگل تـو دلبــرو
تخم خود را لا اقل از ما نگیــر
تا که با خاگینه اش گردیم سیـــــــــر
:: بازدید از این مطلب : 1149
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
|
|
ندگی ما شده خاله بازی
گیر افتادیم تو دنیای
مجازی
گیر افتادیم و خودمونو باختیم
چه دنیای عجیب
غریبی ساختیم
کی واسه عشقش نامه می نویسه
چشم کی هر شب از
جدایی خیسه
کی دیگه قبل خواب کتاب می خونه
بازم سوالم بی
جواب می مونه
صب(ح) تا غروب تو یوتویوب،تویی تر
شب تا صب(ح) م
تُو چت روما شر و ور
نمی شه فهمید دیگه کی با کیه
وقتی که فیس هممون
بوکیه
چقد بگم دیگه منو تگ نکن؟
اخلاق من خوبه منو سگ
نکن!
بعیده که بازم بیام تو والت
اما بجاش با سر می رم
توالت!
می گی کاش این فاصله رو کم کنی
چقد می گیری منو
لایکم کنی؟
می گم بذار ختم به خیرش کنم
یا بزنم عمتو شِیرش
کنم!
پز می دی هی به تعداد فرندات
به فیل و اسبی که
شدن کیش و مات
نوشتی ظرفیت تمومه مردم
دوستای نو بیان تو پیج
بیستم
با عکس تابلوت که رو وال گذاشتی
دشمناتم میان
برای آشتی
اگه بیان پای تورو ببوسن
بهتر از اینه که تو کف
بپوسن
مرتیکه سن خر پیر و داره
پیام آی لاو یو واست می
ذاره
شیطونه می گه با دوپا بپریم
دهن مهن یارو …بگذریم!
بازار تو اگه زیادی داغه
از برکات عمل
دماغه
هلو شدی پریدی توی حلقم
یادت میاد یه روزی بودی
شلغم
با فتوشاپ میمونو داف می کنن
تک تک اندامتو صاف
می کنن
می خوای حماقتو تمومش کنی
موی توی دماغتو مش
کنی
قیافه رو خدا داده بمون پاش
هرجوری هستی باش ولی
خودت باش
ما بازی خوردیمو اونا راضین
اونایی که شاهد این
بازین
وقتی که کاری واسه ما نداشتن
هرچی بی کاره سر کار
گذاشتن
منی که از من مجازی
سیرم
کاش در دیوارمو گِل بگیرم
:: بازدید از این مطلب : 1231
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
ن : bahram3
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
|
|
این روزها آدمها انگار بدست هم پیـــر میشوند نه به پای هم
صاحب دلى،براى اقامه نماز به مسجدى رفت.
نمازگزاران،همه او را شناختند؛پس،از او خواستند که پس از نماز،بر منبر رود و پند گوید.پذیرفت.
نماز جماعت تمام شد.
چشم ها همه به سوى او بود.
مردصاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.آن گاه خطاب به جماعت گفت:
مردم! هر کس از شما که میداند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد،برخیـزد!
کسى برنخاست.
گفت:
حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است،برخیزد! باز کسى برنخاست.
شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛
اما بـرای رفتن نیــز آماده نیستند.
:: بازدید از این مطلب : 1234
|
امتیاز مطلب : 34
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
ن : bahram3
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
|
|
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):«مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَنْظُـرَ إِلَى سَیِّدِ شَبَابِ الْجَنَّةِ فَلْیَنْظُرْ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ
عَلِی»؛[1]
پیامبرخدا(ص) فرمود:هر کس دوست دارد تا به آقای جوانان اهل بهشت نظر کند،باید به حسن بن علی نظر نماید.
أنّ النبیّ(ص)کان یأخذُ حسناً فَیَضُمُّه إلیه،ثمّ یقول:«أَللّهُمَّ إنَّ هَذَا إبنِی،وَأنَا أُحِبُّه، فَأَحْبِبْهُ وَأَحِبَّ مَن یُحِبُّه»؛[2]
پیامبرخدا(ص)
همیشه حسن(ع) را میگرفت و او را به خود میچسبانید،آنگاه میفرمود:خدایا! همانا این فرزند من است و من او را دوست دارم، پس تو نیز او را دوست بدار و نیز هر کس که او را دوست میدارد دوست بدار.
دعای تمام فرشتگان برای روزهداران و اثـر آن
أَنَّ النَّبِیَّ(ص) قَالَ:«إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ وَکَّلَ مَلَائِکَتَهُ بِالدُّعَاءِ لِلصَّائِمِینَ وَ قَالَ أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ
(ع)عَنْ رَبِّهِ أَنَّهُ قَالَ مَا أَمَرْتُ مَلَائِکَتِی بِالدُّعَاءِ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِی إِلَّا اسْتَجَبْتُ لَهُمْ فِیه»؛[3]
پیامبرخدا(ص) فرمود:
خداوند متعال ملائکهاش را موظّف کرده است که برای روزه داران دعا کنند.و جبرئیل (ع) از سوی خداوند متعال به من خبر داد که فرموده است هیچگاه ملائکهام را به دعا برای کسی دستور ندادهام،مگر اینکه دعای آنها را در حق آن بنده مستجاب خواهم کرد.
:: بازدید از این مطلب : 940
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
ن : bahram3
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
|
|
به محضر مبارک علامه محمد تقى مجلسى گفت:آقا جان! دیوار به دیوار خانه ما یک همسایه دارم، خیلى آدم بى دینی است،چه کنم؟
جایم را هم نمى توانم عوض کنم،پول هم ندارم،زبانى هم ندارم که او را با خدا آشتى بدهم،چه کنم؟ فرمودند: ببین یک شب میتوانى دعوتش کنى،من هم مى آیم،دو کلمه با او حرف بزنم گفت:نمى دانم مى آید یا نه.
آمد به آن شخص لات مسلک گفت:ببخشید! ما همسایه شما هستیم،شما هر شب اینجا جلسه آواز طرب داری و تا صبح مشغول هستی،البته ما که مزاحمتان نیستیم،اما یک شب شام به خانه ما تشریف بیاورید.گفت: عیبى ندارد، فردا شب مى آیم.
آمدخدمت علامه مجلسی و گفت: آقا همسایه را دعوت کردم،فردا شب میآید.
فرمودند:من نمازم را میخوانم و مى آیم.
علامه زودتر آمدند و نشستند،آن لات،قلدر و چاقوکش هم پس از مدتی آمد،چشمش به علامه محمد تقى افتاد،اخمهایش در هم شدکه این را براى چه دعوت کرده اى؟ نه سلامى و نه علیکى، آمد و یک گوشه نشست و تکیه داد،سکوت کرد.
بعد گفت:یک سؤال دارم.
مرحوم مجلسى خیلى آرام فرمودند:بپرسید گفت:شما آخوندها در این دنیا چه مى گویید؟
ایشان فرمودند:ما که هیچ چیزى نمى گوییم،چون ما که از خودمان چیزى نمى گوییم.
یاقال الله،یا قال الرسول،یا قال امام المعصوم و...،ما از خودمان چیزى نمى گوییم.
علامه به آن لات گفتند:
شما چه مى گویید؟
گفت: ما اصل و فرع حرفمان این است که در این دنیا صفا داشته باش.
فرمودند:من معنى صفا داشته باش را نمى فهمم،گفت:شیخ!
تو عالمى،این همه درس خواندى،نمى دانى؟
فرمودند: نه،نمیدانم،صفا داشته باش یعنى چه؟
گفت:یعنى نمک کسى را چشیدى،نمکدان را نشکن.
گفت: عجب!بعد به آن لات گفتند:چند ساله هستى؟
گفت: به سن و سالم چکار دارى؟گفت:شصت سال.
فرمودند:در این شصت سال تا حالا نمک خدا را خوردى؟
آن لات سرش را پایین آورد،نمک خدا؟ ما که از رحم مادر نمک خدا را خوردیم،نکند الان یقه ما را بگیرد و بگوید نمکدان را شکستى؟ ما که شصت سال است نمکدان را شکسته ایم.بلندشد،مرحوم مجلسى فرمودند:کجا میروى؟بلند بلند گریه کرد و رفت.صاحبخانه دوید و گفت:آقا شام گفت:سیر شدم،چیزى نمى خواهم.برگشت و گفت:آقا چکارش کردى؟
علامه
فرمودند: معالجه شد،با خدا آشتى کرد
نویسنده:بهرام،آشیانه
:: بازدید از این مطلب : 895
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
|
|
کردستان ـ پالنگان
واقعا عجیب نیست وقتی میپرسی:«کدام روستای ایران معماری پلکانی دارد؟»همه بلافاصله میگویند:«ماسوله»!.
فکرمیکنید چند نفر در پاسخ به این پرسش،از روستای پالنگان ازتوابع بخش مرکزی شهرستان کامیاران استان کردستان،یادی میکنند؟
فکر میکنید چند نفر میدانند این روستا گوشهای از بهشت است؟
چند نفر خبر دارند در ده کیلومتری شمال غرب این روستا در رشته کوههای «گواز»،چشمههای داغ آب معدنی شفا بخشی از دل کوه،بیرون میجوشند که از فراوانی ترکیبات گوگردی و آهنی ،شیری رنگ شدهاند؟چند نفر وصف قلعه عظیم و اسرارآمیز این روستا را شنیدهاند؟
خیلی کم!خیلی خیلی کم! و به همین دلیل است که برخی ترجیح میدهند امسال هم راهی ماسوله شوند و بیشتر وقت تعطیلاتشان را در ترافیک جاده روستا بگذرانند و در انبوه جمعیت، فرصت خلوت کردن با طبیعت را از دست بدهند تا ما روزنامهنگارها در پایان تعطیلات با تأسف گزارش کنیم:«ماسوله گنجایش این همه گردشگر ورودی را ندارد! به بقیه ایران هم سری بزنید!».

اما شما که این مطلب را خواندهاید امسال پالنگان را انتخاب کنید،چون پالنگان،خلوت،خوش آب و هوا،پر از چشمهها و رودهای خروشان و طبیعتی دست نخورده است با کردهای مهربانی که به اورامی سخن میگویند و وقتی دلتنگ میشوند با صدایی محزون سیاه چمانه میخوانند یا چپله یا گریان،اما اگر شاد باشند آن وقت باید ببینید با دو دستمال رنگی و یک دهل،چگونه هنرنمایی میکنند.
وقت رفتن فراموش نکنید از پالنگانیهای شریف،کشک و گیوه بخرید به رسم سوغات و اگر تعارفتان کردند به خوردن ولوشه یا غازینه یا شلمین،رد نکنید چون غذاهای کردی واقعا لذیذند!
پالنگان از راه شهرهای کامیاران و پاوه و سروآباد و سنندج قابل دسترسی است.پس بهانه نگیرید که چون دقیقا نمیدانید کجاست آن را برای سفر انتخاب نمیکنید.
آشیانه
:: بازدید از این مطلب : 939
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
|
|

:: بازدید از این مطلب : 1384
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
|
|
ایران ما به سواحل شمال،مشهد و شیراز خلاصه نمی شود بلکه هزاران دیدنی مذهبی،تاریخیو طبیعی درآن یافت می شود که شاید اسم آنها به گوش شما هم نرسیده باشد.
برای رسیدن به این زیبایی ها فقط کافیست چشم هایتان را باز کنید و به جستجو بپردازید.حتما شگفت زده خواهید شد.
:: بازدید از این مطلب : 943
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
|
|
:: بازدید از این مطلب : 1035
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
|
|
به گزارش تکناز به نقل از شیعه آنلاین،دو روز پیش کنفرانسی درباره زنان در دانشگاه "القصیم" در عربستان سعودی برگزار شد.
با نگاهی گذرا به این کنفرانس،میتوان آن را عجیب ترین کنفرانس زنان درجهان نامید زیرا به رغم اینکه موضوع و محوراین کنفرانس"زنان"بوده اند،اما هیچ زنی به آن دعوت نشده و در سالن حضور نداشت.
در این میان پرسشی که به وجود میآید این است که این همه مرد وهابی حاضر در کنفرانس چگونه میتوانند بدون حضور زنان و یا مشورت با زنان،در مورد آنان تصمیم گیری کنند و به اصطلاح مشکلات آنان را در محورهای مختلفی که موضوع کنفرانس بوده،حل کنند.
:: بازدید از این مطلب : 1056
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
|
|
|