عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

دختـری در یک خانواد فقيــر...هر چه پول داشت را خرج يک جعبه و يک كاغذ كادو كرد و آنـرا به پدرش هديه كرد...پدر جعبه را باز كرد.خالی بود.

با عصبانيت بر سر دخترش فرياد زد.مگه تـو نميدونی وقتی به كسی كادو ميدن بايد يه چيز توش باشه؟

دختـــر با چشمانی اشكبار گفت.

ولی پدر من برای تـو در اين كادو هــزاران بوسه گذاشته ام...و اين دفعه

پدر بـود كه اشک می ريخت.

 




:: بازدید از این مطلب : 429
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : جمعه 27 بهمن 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران