ناگهان عطـر تـو پیچیـد در آغـوش اتاقم
با سرانگشت نسیم آمده بودی به سراغم
زیر و رو کرد مرا دست نسیمی که خبر داشت
من خاموش سراپا همه خاکستر داغم
بین آغـوش تــو بگـذار بسوزم به جهنم
که به آتش بکشد باغ مرا چشم و چراغم
بیت در بیت بیـــا پیــرهنم باش از آن پس
آشنا می شود آغوش تو با سبک و سیاقم
حـرف چشمان تـو مانند غــزل های ملمع *
واژه در واژه کشیده است از ایـران به عراقم
سیدحمیدرضا برقعی
*شعری که در آن یک مصرع عربی و یک مصرع فارسی و یا یک بیت عربی و یک بیت فارسی باشد.
(فرهنگ فارسی معین).
:: بازدید از این مطلب : 846
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0