عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

 

در خلوت دلم،در همنشینی با غمها ببین که چگونه میریزد اشک از این چشم ها

 این چشم های خیس،همان چشمهاییست که تو خیره به آن بودی در لحظه دیدار

 میفهمی معنای دلتنگ شدن را،میفهمی معنی انتظار را؟

 نه ! دلتنگی آن نیست که مرا اینگونه محکوم به سکوت کرده است

 انتظار آن نیست که اینگونه مرا محکوم به بیقراری کرده است

 خیالی نیست،من همچنان با خیال تو سر میکنم پس بی خیال…

 بگذار در حال خودم باشم،بگذار همچنان من دیوانه دیوانه ات باشم

 مزاحم خلوتم نشو،اگر مــرا میخواهی سد راه اشک هایم نشو...

 بگذار آرام شوم،بگذار هر چه غم در دلم انباشته،خالی شود...

 این همان راهیست که هم تــو خواستی در آن باشی

 و هم من خواستم تا آخرش با تــو بمانم

 پس چرا به بیراهه میروی،چرا مرا جا گذاشتی و برای خودت میروی؟

 مرحبا،تو دیگر کیستی،دست هر چه بی وفاست را از پشت بستی...

 خودم میدانم بد دردیست عاشقی و همچنان بیمارم،تا کجا میخواهی بمانی؟

 تا هر جا باشی من نیز می مانم…

 عشق من هر از گاهی به یادم باشی بد نیست،

 هر از گاهی هوای مرا داشته باشی جرم نیست

 چه کنم ،دلم دیوانه ی توست،هوایش را داشته باش که

دلــم تمام دلخوشی اش به توست…

 

 


 

 



:: بازدید از این مطلب : 1268
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : سه‌شنبه 06 تیر 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران