عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

 

 

طولانی ترین سفرها نیز یک روز با گامی کوچک آغاز می شود.

 

 

 


 

اگه می دونستی چقدر تنهام همیشه برام اشک می ریختی

اگه میدونستی همیشه اشک میریزم هیچوقت تنهام نمی ذاشتی


اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی؟

خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی؟

اجازه هست خیال کنم بازم می آی می بینمت؟

با اون چشمای مهربون دوباره چشمک میزنی؟

طپش طپش با چشمکت غزل بگم برای تو با اتکا به عشق تو  تو زندگی برم جلو؟

 

در سختی ها میزان ایمان انسان محک میخورد.


انسان وقتی می میرد که امید خود را از دست بدهد.

 

 

همه به زخم هایشان دستمال می بندند.

.

.

.

اما من به تو دل بسته ام.

 

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم.

دلت رامی پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد.

روزگار غریبیست نازنین

 

شمع می سوزد و  پروانه به دورش همه شب

من که می ســوزم و  پــروانـه نـدارم چه کنم؟

 

روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع

سر من وقت وداع گوشه دیــوار گریست

درد را آشفته در لبخند پنهان می کنیم تا دلش غمگین نگردد هر کسی با ما نشست...

سکوتـم را به باران هدیـه کـردم تمام زندگی را گـریه کـردم

نبودی در فراق شانه هایت به هر خاکی رسیدم تکیه کردم

 

وقتی که به هم می رسیم سه نفریم: من و  تو  عشق

از هم که جدا میشیم 4 نفریم! تو و سرگرمی. من و تنهاییو عذاب

 

آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم....

آن زمان که دوستمان دارند لجبـــــازی می کنیم....

گفتم دوستت دارم...!

نگاهی به من کرد و گفت: چندتا؟

دستام رو بالا آوردم و تمام انگشت های دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود.

سلامتیه رفیقایی که تو دریای مردونگی غرق میشن ولی از رو پل نامردی رد نمیشن

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1355
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : bahram3
ت : دوشنبه 14 فروردین 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران